گفتاري در باب صبر - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٨ -           حديث اول
و قال يا بنى ! اوصيك بما اوصانى به ابى حين حضرته الوفاه . . .
آخرين لحظات زندگى حسين بن على را همه مى دانيم چگونه و در كجا گذشته است . در آن غوغاى عاشورا و در ميانه ى آنهمه رنج و درد و مصيبت و در لابلاى آنهمه گرفتارى و اندوهى كه بر فضاى خونين كربلا خيمه زده بود و در محاصره ى دشمنانى خونخوار , حسين بن على عليه السلام از فرصت كوتاهى استفاده كرد و پيش از آنكه آخرين حمله ى خود را به سپاهيان جبهه ى دشمن آغاز كند از ميدان كارزار به خيمه هاى خود آمد و پس از ديدار كوتاه با افراد خاندان خود كه هر يك به سهم خود مى بايد ادامه دهندگان نهضت او باشند , با فرزند و جانشين خود حضرت على بن الحسين گفتگوئى كوتاه مدت ولى پراثر و بسى مهم كرد .
نام اين گفتگو در زبان معمولى عاميانه خداحافظى است , ولى بايد دانست كه امام آنقدر تحت تأثير عواطف نيست كه در آخرين فرصت زندگى جز مهمترين توصيه هاى خود لب به سخن ديگرى بگشايد و به مسائل شخصى و خصوصى و عاطفى بپردازد , آنچه درباره ى وصاياى ديگر