مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩ - به جاى پيشگفتار
چند ياد آورى لازم
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، و خلع يد از كارگزاران رژيم ستمشاهى، و قرارگرفتن جمعى از عناصر مؤمن در مشاغل حسّاس مديريّت و فرماندهى، يك نوع خلأ احساس مىشد.
اين خلأ به خاطر آن بود كه ضوابط «مديريّت غربى» كه با تمام قدرت بر نظامات گذشته حكومت مىكرد فرو ريخته بود، و هنوز ضوابط مديريّت اسلامى براى جانشينى آن مشخّص نبود.
به همين جهت، كراراً از سوى نهادها و ارگانها تلاش و كوشش براى يافتن يك اثر اسلامى در زمينه مديريّت و فرماندهى صورت مىگرفت، و جزوههاى مختلفى تهيّه شد.
و از جمله، جمعى از برادران نيز با اين جانب تماس گرفته و كمك مىخواستند، و على رغم اين كه كتب تاريخ و حديث و سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّه هدى عليهم السلام و از همه بالاتر خود قرآن مجيد، مملو از اصول و قواعدى است كه مىتواند در اين زمينه راه گشا باشد، من نتوانستم يك اثر مدوّن را در اين زمينه به برادران معرفى كنم كه ضوابط مديريّت و فرماندهى اسلامى در آن به طور گسترده مطرح باشد.