مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - مشورت، يك وظيفه اخلاقى است يا الزامى؟
خود فرمود:
«وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَلكِنَّهُ فى عُنُقِكَ أَمانَةٌ ...؛
اين پست وسيله آب و نان براى تو نيست؛ بلكه امانت خدا است در گردن تو ...» [١] و پيامبر اكرم خطاب به ابوذر فرمود:
«إِنَّها أَمانَةٌ وَ إِنَّها يَوْمَ الْقِيامَةِ خِزُىٌ وَ نَدامَةٌ إِلَّا مَنْ أَخَذَها بِحَقِّها وَ أَدَّى الَّذى عَلَيْهِ فيها؛
حكومت در دست حاكم امانت است و آن در روز قيامت مايه خوارى و پشيمانى است، مگر اين كه كسى آن را به حق و از راه مشروع تصاحب كند، و به وظيفه خود عمل نمايد». [٢]
مورد چهارمى پيش مىآيد كه شخص مدير يا فرمانده، در آن موضوع تخصّصى ندارد، و در اينجا هيچ راهى جز استفاده از نظر آگاهان در آن موضوع نيست، و طبعاً بايد با استفاده از نظرات «خبرگان متعهّد و آگاه» اقدام كند و غير آن نيز حرام و خيانت به مسلمين است.
لذا گاه يك مدير بايد چند گروه مشورتى براى امور مختلف داشته باشد تا بتواند صحيح عمل كند؛ و عدم تشكيل اين شوراها يا عدم توجّه به نتايج آنها گاه خيانت محسوب مىشود.
مولاى متقّيان على عليه السلام فرمود:
«فَإِنَّ مَعْصِيَةَ النَّاصِحِ الشَّفيقِ، الْعالِمِ الْمُجَرَّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ وَ تُعْقِبُ النَّدامَةَ؛
[١]- نهج البلاغه، قسمت نامهها، نامه شماره ٥.
[٢]- صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٢٤، چاپ بيروت.