احكام خانواده - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩
محظور: ممنوع.
محل اشكال است: بايد احتياط كرد.
مخير است: يعنى مقلد مىتواند يك طرف را انتخاب كند.
مخرج بول و غائط: مجراى طبيعى خروج ادرار و مدفوع.
مدعى: خواهان، كسى كه براى خودش حقى قائل است.
مَذى: رطوبتى كه پس از ملاعبه از انسان خارج مىگردد.
مُرتد: مسلمانى كه منكر خدا و رسول يا حكمى از ضروريات دين شده كه انكارش به انكار خدا و رسول باز مىگردد.
مرتد فطرى: كسى كه از پدر يا مادر مسلمان متولد شده و خودش نيز مسلمان بوده و سپس از دين خارج شده است.
مرتد ملى: كافرى كه از پدر و مادر غير مسلمان متولد شده ولى پس از قبول اسلام مجدداً كافر گرديده است.
مرجوح (مرجوح شرعى): چيزى كه كراهت شرعى داشته باشد.
مس: لمس كردن.
مستحب: پسنديده، مطلوب، چيزى كه مطلوب شارع است ولى واجب نيست.
مصالحه: سازش، آشتى؛ معمولا در امور مالى بكار مىرود.
مُضطَربه: زنى كه عادت ماهيانه اش بى نظم است.
مُفلس: كسى كه دارائيش كمتر از بدهكاريش مىباشد.
مقررات شرعيه: آنچه از طرف خداوند به عنوان تكليف شرعى معين گرديده است.
مكروه: ناپسند، نامطلوب، آنچه انجام آن حرام نيست ولى تركش بهتر است.
مكلف: هر انسانى كه بالغ و عاقل است.