احكام خانواده - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧ - احكام متفرّقه طلاق
گفته است: «اگر زن ديگرى بگيرى، يا به شهر ديگرى بروى خود من، كه پدر دختر مىباشم، دخترم را طلاق مىدهم، يا ابراى مدّت مىكنم، تو مرا وكيل كن» نامزد، پدر دختر را وكيل مىكند و سپس عقد جارى مىشود، ولى در ضمن عقد او را دوباره وكيل نكرده، و سپس عروسى مىكنند، تقريباً يك سال پس از عروسى، پدر به خاطر تخلّف شوهر، دخترش را ابراى مدّت مى كند يا طلاق مىدهد، شوهر ادّعا مىكند: «من او را وكيل كرده بودم، ولى بعداً او را عزل نمودهام» در اين صورت آيا اين طلاق يا ابراى مدّت صحيح است؟
جواب: وكالت به قوّت خود باقى است و اگر مرد از شرايط تخلّف كند پدر زوجه مىتواند طلاق دهد.
سؤال ١٠٥١. اگر زنى در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر مرد قصد طلاق او را داشت بايد مبلغى به زن بپردازد، آيا عمل به اين شرط لازم است؟ آيا طلاق متوقّف بر پرداختن اين مبلغ است؟
جواب: اين شرط اشكالى ندارد و عمل به آن واجب است.
سؤال ١٠٥٢. اگر مرتد از طلاق دادن زوجه امتناع كند، حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد؟
جواب: احتياج به طلاق نيست، بعد از ارتداد از هم جدا مىشوند.
سؤال ١٠٥٣. اگر مردى شك داشته باشد كه فلان خانم همسر اوست يا نه لطفاً بفرماييد:
الف) آيا مىتواند بطور قطعى و جزمى او را طلاق دهد و اگر صحيح نيست براى فرار از اين شك چگونه احتياط كند؟
ب) بر فرض عدم جواز طلاق قطعى در سؤال قبل، آيا اين مسأله را مىتوان به كسى كه شك در زوجيت زنى دارد بعد از آن كه عقد بر آن زن تمام شده است ولى زن ادّعاهايى مىكند كه باعث شك زوج در همسرى او شده است و با همين