احكام خانواده - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦
ق
قُبُل: پيش (كنايه از عضو جنسى كه در جلو بدن زن يا مرد قرار دارد).
قتل: كشتن.
قتل نفس محترمه: كشتن كسى كه خونش از نظر شرعى محترم است و نبايد كشته شود.
قروح: دملها، زخمهاى چركين.
قريب: نزديك به واقع و حقيقت.
قرينه: نشانه، علامت، همانند.
قسامه: قسم ياد كردن شهود در مورد جنايات در دادگاه كه شرايط خاص دارد.
قصاص: كيفر، نوعى از مجازات است كه مشابه با جنايت انجام شده مىباشد مثل اينكه شخصى كسى را عمداً بكشد كه اولياى دم حق دارند او را زير نظر حاكم شرع بكشند.
قصد انشاء: تصميم به ايجاد معامله يا مانند آن همراه با صيغه معينى.
قصد قربت: يعنى عمل خود را براى خدا بجا آورد.
قضاء: ١. بجا آوردن عملى كه در وقت فوت شده است. ٢. قضاوت كردن.
قَيِّم: سرپرست، كسى كه بر اساس وصيت يا حكم حاكم شرع مسئول امور صغير يا مجنون يا بيمارى مىشود.
ك
كافر: كسى كه اعتقاد به توحيد و نبوت يا هر دوى آنها ندارد، يعنى:
١. كسى كه وجود خدا را انكار مىكند.
٢. كسى كه براى خدا شريك مىتراشد.