احكام خانواده - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩ - طلاق غيابى
اگر هيچكدام را قبول نكرد او را به زندان مىافكند و كار را بر او سخت مىگيرد كه يكى از آن دو برنامه بالا را انجام دهد و اگر اين امور ممكن نباشد و زوجه به عسر و حرج بيفتد حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
سؤال ٩٩٦. شخصى، زنى را عقد شرعى كرده است؛ ولى الان مىگويد: «من با اين خانم نه عروسى مىكنم و نه او را طلاق مىدهم» تمام مردم، دوستان و نزديكان با تمام وسايل ممكنه بر وى فشار آوردهاند تا شايد از اين تصميم منصرف شود، ولى او از اين تصميم منصرف نمىشود، وظيفه چيست؟
جواب: حاكم شرع با او اتمام حجّت مىكند، اگر گوش نداد مىتواند آن زن را مطلّقه كند تا بعد از عدّه بتواند شوهر ديگرى انتخاب كند.
سؤال ٩٩٧. اين جانبه به عنوان همسر شرعى و قانونى با آقايى ازدواج كردم و حاصل اين ازدواج سه فرزند مىباشد. در ابتداى ازدواج از اين كه همسرم پيرو مذهب تشيع نبوده مطّلع نبودم، تا اين كه در خلال زندگى متوجّه شدم كه نامبرده پيرو فرقه اسماعيليه مىباشد و به مقدّسات اسلام و محترمات شيعه بىاحترامى مىنمايد، در حالى كه كلاهبردارى وى در اين مورد كاملًا محرز مىباشد. در طول زندگى از سوى شوهرم مورد شكنجههاى فراوانى قرار گرفتهام كه هنوز آثار شكنجه مشخّص مىباشد، علاوه بر اين وى معتاد به موادّ مخدّر است و حتّى حدود يك سال با شكنجه فراوان مرا وادار به استفاده از اين موادّ افيونى مىكرد و حتّى بچّههاى كوچك را تحت شكنجه زياد قرار مىداد. به همين جهت تقاضاى طلاق كردم و بر اساس رأى دادگاه، كه در غياب نامبرده صادر شد، رأى بر حكم طلاق غيابى صادر شد و طلاق صورت گرفت؛ ولى بر اثر اعتراض وى حكم طلاق غيابى مردود اعلام شده و وى حاضر به طلاق نمىباشد، در حالى كه وى در طول اين مدّت ازدواج كرده است. اين جانب به مرحوم آيت اللّه محمد حسين نابغ آيتى مراجعه كردم، ايشان حكم كردند كه نامبرده از طايفه ملاحده