اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٧٢ - بختیار ١١ شاپور بختیار عضو شورای مرکزی جبهه ملی
آن سرزنش می کند. بختیار جبهه ملی را به یک حزب سازمان داده شده قوی با اتکا بر جوانان مبدل خواهد
نمود.
او که رئیس اسبق کمیته جبهه ملی دانشگاه است، از کاهش نفوذ جبهه ملی در میان دانشجویان
دانشگاه تهران و ملازم آن رشد نفوذ رقبای اصلی جبهه ملی؛ حزب توده (کمونیست) و نهضت آزادی ایران
و فناتیک در جهت مذهب است، مضطرب می باشد. بختیار با انقلاب مخالف است و حزبی را ترجیح
می دهد که بتواند به اهدافش از طریق روشهای قانونی دست پیدا کند. اگر چه بختیار شاه را به عنوان رئیس
کشور حفظ می کند ولی با کنترل دولت به وسیله شاه مخالف است، او (بختیار مترجم) دولت را تحت
هدایت یک نخست وزیر قوی قرار می دهد. از نظر بین المللی او می خواهد که ایران یک مشی بیطرفی شبیه
به هند را دنبال کند. آن (دولت) طرفدار غرب خواهد بود و روابط نزدیکی با اتحاد شوروی خواهد داشت.
کمکهای اقتصادی هر دو طرف را می پذیرد. او خصوصا با پیمان نظامی از قبیل سنتو مخالف است. بختیار
با کمونیسم به شدت مخالف است و خودش را سوسیالیستی از مکتب سندیکالیستهای فرانسه می داند.
شاپور بختیار، پسر یک خان ایل بختیار، در سال ١٢٩٣ متولد شد. او تحصیلات ابتدائی را در اصفهان
به پایان رساند و سپس در یک کالج فرانسوی در بیروت به تحصیل پرداخت، جایی که اولین لیسانس را
دریافت نمود. در ١٣٠٩ او به فرانسه رفت و لیسانس دیگر از سوربن دریافت نمود و در ١٣١٨ مدرکهایی
از دانشکده های حقوق و علوم سیاسی دانشگاه پاریس دریافت نمود. او تا سقوط فرانسه در ارتش فرانسه
خدمت نمود. در ١٣٢٥ او دکترایی در حقوق به دست آورد. در بازگشت به ایران به وزارت کار پیوست و
در ١٣٢٥ در حالی که رئیس اداره کار خوزستان بود، در اعتصابی بر علیه شرکت نفت ایران و انگلیس
شرکت جست. مخالفت او با شرکت نفت ایران و انگلیس و سیاستهای کارگری او محبوبیت زیادی در میان
کارگران خوزستان برایش به دست آورد که هنوز از مقداری از آن برخوردار است. در ١٣٢٧ او با عدم
موفقیت برای نمایندگی مجلس روبه رو شد و متهم به داشتن حمایت ضمنی حزب توده شد. شکایتهای
شرکت نفت ایران و انگلیس منجر به برکناری او از وزارت کار در سال بعد شد.
در ١٣٣٠ او کاندید حزب ایران در انتخابات به تعویق افتاده مجلس بود. در ١٣٣١ به معاونت وزارت
کار منصوب شد و پس از آن او به عنوان مشاور عالی امور کارگری محمد مصدق، نخست وزیر، تا ١٣٣٢
خدمت نمود. بختیار به دنبال سقوط مصدق به نهضت مقاومت ملی، که یک ائتلاف طرفدار مصدق از
احزاب جبهه ملی و گروههای مختلف دیگر بود، پیوست. او برای نمایندگی اصفهان از طرف نهضت
مقاومت ملی فعالیت کرد، ولی شکست خورد و بعدا برای فعالیتهای ضد دولتی در ١٣٣٣ دستگیر شد.او از
کمیته مرکزی نهضت مقاومت ملی حذف شد و در١٣٣٤ به ٣ سال زندان محکوم شد، ولی یک سال بعد
مورد عفو قرار گرفت.او در ١٣٣٥ برای عضویت در کمیته مرکزی حزب ایران انتخاب شد.
نه حزب ایران و نه جبهه ملی قادر به فعالیت موثر تا ١٣٣٩، زمانی که اعتراض عمومی روی انتخابات
با خدعه و فریب درست شده آن سال به تجدید حیات جبهه ملی زیر نظر اللهیار صالح اجازه داد، نبودند.
بختیار به سمت رئیس کمیته های سازمانی و دانشگاهی جبهه ملی منصوب شد. نقش او در سازمان دادن
به تظاهرات مختلف دانشجویی منجر به دستگیری او رد ١٣٤٠، ١٣٤١ و ١٣٤٢ شد.
در طول دوره های بین زندانی شدنش، رابطه بختیار با دیگر رهبران جبهه ملی در نوسان بوده است. او
درگیریهای مکرری با رهبران میانه روتر خصوصا صالح و کریم سنجابی داشته است. از مهر ١٣٤٠ تا آبان