اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٩٧ - مذهب و پیشرفت در ایران
مسائل تا اندازه ای به دلایلی که با عده ای از مشکلات دوم و اساسی تر سروکار دارد نتیجه خوبی نداده بود.
به عنوان مثال چند شاخص تخریبی ذکر می شود: در حالی که جمعیت به میزان ٢/٣ درصد در سال افزایش
یافت و مصرف غذا به میزان ١٠% در سال، میزان تولید کشاورزی تنها ٥/٢% یا کمتر از آن در اواسط دهه
١٩٧٠ افزایش یافت و غذا به نرخ ٥/١% میلیارد دلار در سال از خارج وارد می شد. واردات به طور کلی به
١٥ میلیارد دلار در سال بالغ می شد، در حالیکه صادرات غیر نفتی تنها ٥/٠ میلیارد دلار در سال ارزش
داشت. بر اساس سرشماری سال ١٩٦٦ فارغ التحصیلان دبیرستانها از بیسوادها درصد بیکاری
شدیدتری داشتند. در سال ١٩٧٦ حدود سیصد هزار نفر برای ثبت نام دانشگاهها که گنجایش سی هزار
نفر را داشت رقابت می کردند.
(٢) مشکلات ناشی از ماهیت دولت، در نتیجه درآمدهای نفتی و هزینه های نظامی تشدید می شد. یک
دو راهی نمونه در دگرگونی اجتماعی رهبری شده عبارت است از موازنه بین تنها اداره امور از بالا برای
تسریع دگرگونی و تشویق ابتکارها در سطح محلی به طوری که دگرگونیها بتواند خود را حفظ کرده و ریشه
بدواند. نه تنها ایران از نظر کنترل مرکزی از طریق پرورش بیش از اندازه بوروکراسی (دیوانسالاری) و
کنترلهای دیکتاتوری مرتکب اشتباه شد، بلکه به جریان انداختن درآمدهای نفتی دولت باعث شد که
حکومت از شهروندان خود جدا شود؛ بدین معنی که حکومت از منافع شهروندان خود مستقل شد و نسبتا
در مقابل فشارها از طریق کمکهای مالی از پایین مصونیت پیدا کرد. صنایع نفت به طور کلی مشاغل نسبتا
کمتری فراهم کرد و اثر افزایش دهنده زیادی برای رشد صنعتی محلی نداشت. درآمدها به ترتیبی صرف
می شد، که باعث توسعه نابرابریهای طبقاتی می شد به ویژه از طریق استراتژیهای کشاورزی و صنعتی مبنی
بر حمایت از سرمایه گذاران مقیاس بزرگ و نه سرمایه گذاران مقیاس کوچک؛ طرح تهران خوزستان یک
نمونه بارز از آن است. به چهار مؤسسه بزرگ کشاورزی و بازرگانی بخشهای عظیمی از زمین واگذار شد
که آنها نتوانستند به نحو مناسب این زمینها را پرورش داده و آباد کنند در حالی که ٣٨ هزار خانواده
کشاورز از زمینهای خود بیرون رانده شدند. (بدین ترتیب مناسبات سرمایه گذاری وارد کار شد ولی این
وارد کار شدن به هیچ وجه کارآیی لازم را نداشت). تقویت نظامی کشور و تابع کردن عمران داخلی به
نقشهای منطقه ای نفت و جهان صنعتی، جدایی دولت از شهروندانش را شدیدتر کرد.
علاوه بر این دو نوع اشتباه تاکتیکی نیز وجود داشت. درآمدهای افزایش یافته از بالا رفتن قیمتهای
نفت در سال ١٩٧٣ به نحو اشتباهی اداره شد و مسبب تورم فوق العاده گردید، به طوری که مخارج
فوق العاده کارگری تولید صنعتی، ایران را از میدان رقابت بین المللی خارج ساخت و از سوی دیگر تولید
کشاورزی دچار عوامل دلسرد کننده گردید (مواد غذایی از خارج وارد شده و به قیمتهای سوبسیدی
فروخته می شد در حالی که قیمتهایی که برای تولید کنندگان داخلی تعیین می شد به اندازه کافی بالا آورده
نشده و همچنین سیاستهای متمایل به رکود دولت آموزگار (در سال ١٩٧٧) که هدف آنها پایین آوردن
سطح تورم بود، باعث رشد بیکاری و دشواریهایی در میان به ویژه مهاجران از روستا به شهر در جریان
رونق فعالیتهای ساختمانی در دوران قبلی شده بود، ثانیا در تابستان سال ١٩٧٨ فرصت تبدیل رژیم
سلطنتی به یک رژیم سلطنت مشروطه از دست داده شد و بدین وسیله زمینه حیله گرانه ای برای «انقلاب
بورژوایی» فراهم گردید.
(٣) لبیکهای ایدئولوژیکی، همزمان با این فشارهای شدید اجتماعی و اقتصادی، توسعه یک جمعیت