اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٨٧ - سفیر جدید شوروی در گینه
ارتقا یافت و حداقل تا دسامبر ١٩٤٧ در تهران ماند. طبق گفته یکی از مقامات اطلاعاتی سابق شوروی، ورونین پیش از سال ١٩٥١ پُستی در اداره مرکزی اطلاعات وابسته به وزارت دفاع شوروی داشت و سپس رئیس یکی از بخش های اداره سوم کمیته اطلاعات شد، که در آن زمان مسئول نظارت بر همه فعالیت های اطلاعاتی خارجی بود؛ پس از ١٩٥١، ورونین رئیس یکی از بخش های اداره مرکزی اطلاعات شد. در دسامبر ١٩٥٤ ورونین به دبیر اولی سفارت شوروی در تهران ارتقا یافت، و تا اواخر سال ١٩٥٥ یا اوایل سال ١٩٥٦ در همین پُست خدمت کرد.
در سال ١٩٥٦، ورونین به مسکو بازگشت و مشاور اداره کشورهای خاورمیانه در وزارت امور خارجه شوروی شد. در سال ١٩٥٧ او به معاون این اداره ارتقا یافت. یک ماه بعد او به تهران بازگشت و تا اکتبر ١٩٦٠ در پُست کنسول و کاردار سفارت خدمت کرد، و پس از آن دوباره به اداره کشورهای خاورمیانه در مسکو انتقال یافت، و تا انتصاب در پُست جدیدش در همانجا خدمت کرد.
طبق گزارش ها، ورونین در تهران مثل «مقالات پراودا» حرف می زد، از استقلال رأی واهمه داشت، و عموماً عضو چندان مهم و مؤثری در محفل دیپلماتیک تهران تلقی نمی شد. اگرچه شخص مؤدبی بود، او را فرد کندذهنی می شناختند که به «جریحه دار کردن احساسات دیگران» شهرت داشت. برداشت کلی از ورونین عموماً او را در دسته دیپلمات های بی خاصیت، خوشرو، و سَبک قدیم قرار می داد که معمولاً خیلی اهل تبلیغات نیستند. برخی از مقامات وزارت امور خارجه ایران او را آدم بی خودی می دانستند. با وجود این، طبق گزارش ها او نقش مهمی در کسب موافقت شاه با اعلامیه یکجانبه احداث هرگونه پایگاه نظامی خارجی در ایران داشت. در آنکارا نیز اگرچه گاه در مقایسه با سایر همکاران خودنما و آشکارا ستیزه جویش، نمود کمتری داشت، و معمولاً با تواضع و شکسته نفسی با آنها رفتار می کرد، گفته می شود که ورونین اطلاعات قابل توجهی درباره مسایل جهانی، رویکردی بی سرو صدا ولی مؤثر، و قوای فکری بسیار منسجمی داشت. در طول هفته های آخر اقامتش در آنکارا، و به دنبال سفرش به مسکو، ناظران، متوجه اعتماد به نفس و انگیزه غیرعادی ورونین شدند که بیانگر «رأی اعتماد» رهبری جدید شوروی به او بود.
ورونین جثه ای متوسط، موهای بلوند تیره و چهره ای رنگ پریده دارد و عینک هایی با شیشه های بسیار کلفت به چشم می زند که به او قیافه ای انتزاعی، و روشنفکرانه می دهد. او زبان فارسی را خوب می داند، قدری ترکی بلد است، زبانه فرانسه اش نسبتاً خوب است، ولی اگر انگلیسی هم بلد باشد، چندان بر آن مسلط نیست. همسرش که زنی زیبا و خوش لباس است، قبلاً در سفارت شوروی در تهران تایپیست بود و در آنجا با او آشنا شد. ورونین خیلی دوست دارد در مورد موسیقی و باله صحبت کند. گفته می شود او دوست صمیمی ام. ای. سوسلوف، نظریه پرداز حزب، و ای. اف. دوبرینین، سفیر شوروی در ایالات متحده است.