اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٨١ - میهمانی سفیر لهستان برای نمایش فیلم، ١٣ اکتبر ١٩٦٤
بودند. اعتراف کردم به رغم چنین پیشرفت های فضایی عظیمی، قدری گیج و سردرگم هستم که پس چگونه آن صحنه خنده دار در فرودگاه مهر آباد اتفاق افتاد؛ وقتی که سفیر شوروی، همراه با چند تن از شخصیت های عالی رتبه ایرانی، برای استقبال از اولین هواپیمای ایرفلوت مسکو-تهران که قرار بود بنا به موافقت نامه هواپیمایی اخیر بین ایران و شوروی در فرودگاه مهر آباد به زمین بنشیند (که البته اصلاً پروازی انجام نشده بود) به فرودگاه رفتند. بایکف قدری سرخ شد و لبخندی خجالت آمیزی زد و گفت که در واقع نوعی بدشانسی بود- ولی سریعاً افزود که البته تقصیر سفارت شوروی نبود. او گفت در واقع مشکل از مسکو بود، زیرا شرکت ایرفلوت تا آخرین دقیقه نفهمیده بود که مجوز فرود و ترانزیت برخی کشورهایی که در مسیر قرار داشتند (مسکو-تهران-کراچی-کلمبو-جاکارتا) هنوز کسب نشده بود. او گفت پیش بینی می کند که در «آینده نزدیک» اولین پرواز، که احتمالاً یک پرواز «فنی» خواهد بود، در تهران فرود بیاید.
میهمانی سفیر لهستان برای نمایش فیلم، ١٣ اکتبر ١٩٦٤
سند شماره ٢٩٢
محرمانه١٤ اکتبر ١٩٦٤- ٢٢ مهر ١٣٤٣
از بخش سیاسی: چارلز. ان. راسیاسبه بخش سیاسی: آقای رنسام. اس. هیگ
[موضوع]: میهمانی سفیر لهستان برای نمایش فیلم، ١٣ اکتبر ١٩٦٤
من و همسرم در ساعت ١٩:٣٠ به میهمانی رسیدیم و در پایان نمایش فیلم در حدود ساعت ٢٢:١٥ آنجا را ترک کردیم.
تخمین می زنم نزدیک به ٨٠ تا ١٠٠ نفر در میهمانی حضور داشتند، که نزدیک نیمی از آنها ایرانی بودند، و برخی از آنها نیز ظاهراً در صنعت فیلمسازی فعالیت داشتند. تعدادی از اعضای جامعه مطبوعاتی ایران نیز در میهمانی بودند، مثلاً جهانگیر بهروز و «جو» مازندی و همچنین تعدادی از دانشجویان روسی زبان، یک معمار جوان، و غیره. نیم دیگر میهمانان هم دیپلمات های خارجی بودند که عمدتاً در پُست وابسته فرهنگی و مطبوعاتی خدمت می کردند. البته، تعداد دیپلمات های بلوک شوروی نیز در میهمانی کم نبود. از سفارت شوروی، من فقط افراد زیر را شناختم و یا برای اولین بار با آنها ملاقات کردم: گورمن بایکف از خبرگزاری تاس؛ استانیسلاو کی. کوفریجین، وابسته؛ و نیکلای کاپیشین، دبیر اول (نگاه کنید به یادداشت جداگانه درباره او). البته روس های دیگری نیز در میهمانی بودند که آنها را نمی شناختم.
نام فیلم «معشوق جوان» بود و تقلید نه چندان بدی از به اصطلاح فیلم های «موج نو» فرانسوی و ایتالیایی بود. ایرانی هایی که بعد از نمایش فیلم قدری با آنها صحبت کردم ظاهراً از فیلم بدشان نیامده بود. از نظر میلوانویچ، کنسول یوگسلاوی، فیلم «مناسبی» نبود- احتمالاً به این خاطر که صحنه های «سکسی» زیادی داشت.
فیلم را بویکف، وابسته مطبوعاتی و فرهنگی سفارت لهستان که به تازگی وارد تهران شده،