اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٦٠ - نیکلای میخائیلویچ پگف
بودند که شاموسکایا به پگف گفته بود که در طول غیبتش از ایران، آلکسی لئونیدویچ وُرنین «چیزهایی» بر ضد او گفته است. به هر حال، هر چه بود، این مسئله هیچ تأثیر منفی بر زندگی حرفه ای پگف نداشت.
٧- برخورد ماهرانه با مطبوعات ایران از جمله عوامل موفقیت پگف بود. با تغییر دولت ایران، او بعد از پاییز سال ١٩٦٢ تلاش بسیاری کرد که این برداشت را در اذهان ایجاد کند که روابط ایران و شوروی رو به بهبود است. ناگهان، پگف به شخصیت محبوب مطبوعات تبدیل شد و هر روز عکس هایی از او در روزنامه های داخلی ایران به چاپ می رسید که نشان می داد او در این یا آن مراسم شرکت کرده است. به دلیل توجهی که به او می شد، مطبوعات نیز در چاپ اخبار مربوط به او راه اغراق پیش گرفتند و عموم مردم نیز از این اخبار مطلع می شدند. پگف قبل از ترک همیشگی ایران، به طور بی سابقه ای برای خداحافظی به دیدن یوسف مازندی، نماینده خبرگزاری یونایتد پرس در ایران، و جهانگیر بهروز، در «اکو آو ایران»، رفت. جهانگیر بهروز در روز ٣٠ ژوئن ١٩٦٣ با انتشار شماره فوق العاده ای که عکس پگف روی جلد آن بود، مقاله ای در تعریف و تمجید از پگف به چاپ رساند.
٨- روابط پگف با آمریکایی ها چندان صمیمی نبود. ویلز، سفیر سابق آمریکا در ایران، به هیچوجه دوست نداشت بیشتر از تماس های خشک و تشریفاتی رابطه دیگری با روس ها داشته باشد. هلمز، سفیر کنونی آمریکا در ایران، در روز ١١ ژوئن ١٩٦١ وارد تهران شد، یعنی یک روز قبل از عزیمت پگف به اتحاد جماهیر شوروی. پگف در روز ١٢ ژوییه به ایران بازگشت و سفیر هلمز در تاریخ ٢٣ سپتامبر به دیدن او رفت. پگف در تاریخ ١١ اکتبر بدون پس دادن دیدار سفیر هلمز، ایران را ترک کرد. معلوم نیست که آیا این عدم رعایت آداب اجتماعی عمدی بود یا اینکه پگف آنقدر درگیر مذاکرات سیاسی بود که از این مهم غافل شده بود و یا اینکه کارمندانش از یادآوری این وظیفه به او غفلت کرده بودند. پگف تا ١٠ ژانویه ١٩٦٢ به ایران بازنگشت. در همین حال، آنیسیمف، کاردار سفارت شوروی، دعوت کنسول سفارت آمریکا را برای شرکت در میهمانی ٢٩ ژوئن پذیرفت و در تاریخ ٤ ژوییه ١٩٦٢ نیز پتروفسکی، کنسول سفارت شوروی به جای پگف در ضیافت سفارت آمریکا شرکت کرد.
٩- با وجود این، چندین آمریکایی که در ضیافت های رسمی سفارت شوروی شرکت کرده بودند، همیشه با استقبال گرم پگف مواجه شده و پگف به آنها گفته بود: «بیایید و از باغ سفارت، از استخر سفارت و غیره استفاده کنید. هر وقت دلتان می خواهد به اینجا بیایید.» گویی که اگر کسی با آن دعوت، یکباره و بدون اصرار شخصی دعوت کننده به دروازه سفارت شوروی نزدیک می شد، کاری دور از آداب انجام داده بود. به هر حال، تماس های بسیار کم آمریکایی ها با پگف همچنان در سطح بسیار رسمی، البته دوستانه، ادامه یافت. پگف خودش رسماً این چند آمریکایی را دعوت نکرد، ولی در واقع کارمندان او در تماس های شخصی با این آمریکایی ها دعوت او را ابلاغ کرده بودند.