اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٨٣ - کوفریجین، وابسته سفارت اتحاد جماهیر شوروی
چند من اینطور فکر نمی کنم. از همان تماس کوتاه برداشت من این بود که انگلیسی اش خوب است).
به کوفریجین و کاپیشین (که به ما پیوسته بود) در مورد پیشرفت های فضایی اخیر شوروی تبریک گفتم و سعی کردم موضوع صحبت را عوض کنم (چنانکه همیشه با بایکوف انجام داده بودم) و درباره نرسیدن اولین پرواز ایرفلوت از مسکو به تهران سئوال کردم. هر دوی آنها هم همان داستانی را که بایکوف برایم تعریف کرده بود، گفتند. (نگاه کنید به یادداشت مورخ ١٤ اکتبر).
در حین گفتگو به کوفریجین و کاپیشین پیشنهاد کردم که برای تقویت زبان انگلیسی شان به تماشای فیلم های آمریکایی یا انگلیسی بنشینند. کوفریجین فرصت را غنیمت شمرد و گفت که فیلم «نامزد منچوری» را دیده است. (البته نگفت چه وقت و کجا). اعتراف کردم که آن فیلم را ندیده ام ولی شنیده ام که یک ملودرام خوش ساخت است. کوفریجین پذیرفت که فیلم از لحاظ تکنیکی بسیار خوب است ولی صحنه های خشونت آمیز و تبلیغاتی زیادی دارد. او اصرار داشت که فیلم فوق احساسات روس ها را جریحه دار می کند زیرا در آن، اینگونه القا شده است که افسران روسی که با کمونیست های چینی کار می کردند، در طول جنگ کره، بعضی از زندانیان آمریکایی را شستشوی مغزی داده بودند تا وقتی به وطنشان بازمی گردند رئیس جمهور آمریکا را ترور کنند. کوفریجین گفت که این جنبه از فیلم، بخصوص برای اتحاد جماهیر شوروی توهین آمیز بود زیرا اکران عمومی آن در ایران فقط چند هفته پیش از ترور رئیس جمهور کندی صورت گرفت. کوفریجین مدعی بود که نمایش این فیلم بدون شک به وجهه شوروی در میان دانشجویان ایرانی لطمه زده است و گفت که خودش به هنگام تماشای فیلم از دهان چند دانشجوی ایرانی که اطرافش نشسته بودند شنیده است که حرف های زشتی در مورد شوروی می زنند. برایم خیلی عجیب بود که کوفریجین بعد از این انتقاد احساساتی و سطحی- که البته عاری از عصبانیت و کینه توزی بود- قبل از اینکه بخواهم ابراز نظر کنم، گفت: «البته، منظور این نیست که دولت آمریکا مسئولیت ساخت این فیلم را بر عهده دارد. می دانم که هالیوود تقریباً هر کاری که بخواهد انجام می دهد.» گویی می خواست هرکاری می تواند انجام دهد تا من در حضور همکارش کاپیشین خجالت زده نشوم. (قبل از اینکه کاپیشین به جمع ما بپیوندد، کوفریجین به من گفت که در بخش مطبوعاتی سفارت دستیار کاپیشین است. او گفت اولین بار کاپیشین را سه سال پیش در جلفا ملاقات کرده است. در آن زمان، کوفریجین عازم تهران بوده و کاپیشین بعد از اتمام اولین ایرانگردی اش قصد عزیمت به مسکو را داشته است.) (ظاهراً هر دو با هم صمیمی و راحت بودند. هیچ رابطه رئیس و مرئوسی بین آنها مشهود نبود. وقتی کاپیشین به ما پیوست اجازه داد که بیشتر صحبت ها را کوفریجین انجام دهد و خودش گاه نظرات جالبی در لابلای صحبت ها ابراز می کرد. (نگاه کنید به یادداشت جداگانه ای که در همین ارتباط ارسال شده است).