اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٦٨ - ملاقات با مقامات بلوک شرق
از آن دو مقام شوروی پرسیدم که آیا تا به حال در کویت بوده اند، و جاریکوف خیلی محتاطانه توضیح داد که فقط چند ماه است که سفارت شوروی در کویت باز شده است.
قدری پس از آن همسرم را برای ملاقات مجدد با آقای افندیف نزد او بردم (همسرم قبلاً او را در باشگاه شوروی ملاقات کرده بود). از او پرسیدم آیا می توانیم خانم افندیف را هم ببینیم، و او همسرش را که دور یک میز در جمع چند زن دیگر، که فکر می کنم همگی همسران مقامات سفارت شوروی بودند، اشاره کرد. به جای اینکه ما را به سمت میز ببرد، رفت و همسرش را صدا کرد. خانم افندیف اگر چه قدری چاق بود، ولی خیلی زیبا به نظرمان آمد، با چهره ای اروپایی و نزدیک ٥ فوت قد. او ظاهراً زبان دیگری غیر از روسی بلد نیست، ولی با توجه تمام به صحبت های ما گوش می داد و منتظر می ماند تا همسرش حرف هایمان را برایش ترجمه کند. در پاسخ سئوال ما گفت که دو دختر دارند، یکی ٨ ساله و دیگری ٤ ساله. آقای افندیف گفت ظاهراً با بزرگتر شدن بچه ها تربیت آنها نیز مشکل تر می شود.
همان شب، همسرم سر صحبت را با خانم اوسیپوا، که قبلاً هم در چند موقعیت دیگر با او صحبت کرده بود، باز کرد. تنها چیز قابل توجهی که از همسرم درباره خانم اوسیپووا شنیدم این بود که او تعجب کرده بود چرا هیچ یک از مقامات کویتی همسران خود را به میهمانی نیاورده اند. البته جالب است بدانید که این اولین باری بود که مقامات سفارت شوروی نیز همگی همسران خود را به میهمانی آورده بودند.
توضیح: آقای افندیف می گوید که اهل باکوست. ترکی و فارسی را خیلی روان صحبت می کند، ولی می گوید تحصیلات خود را کاملاً در روسیه گذرانده است.
ملاقات با مقامات بلوک شرق
سند شماره ٢٧٨
محرمانه٢٠ ژوئن ١٩٦٤- ٣٠ خرداد ١٣٤٣
از بخش سیاسی: ویکتور ولف، Jrبه بخش سیاسی: آقای مارتین اف. هرتز
موضوع: ملاقات با مقامات بلوک شرق
شب گذشته در سفارت کویت این فرصت را پیدا کردم که با چندین تن از مقامات سفارت های بلوک شوروی در تهران ملاقات کنم.
آقای افندیف اهل باکوست و چهره ای تاتاری دارد. خانم افندیف جثه کوچک و چاقی دارد و شبیه روس هاست. او فقط روسی صحبت می کند و ظاهراً فارسی بلد نیست. فارسیِ آقای افندیف عالی است و معلوم است که با ادبیات ایران نیز آشناست. او شعر فارسی را خوب می داند و چند بیت از سعدی برایمان خواند. آقا و خانم افندیف شش ماه است که در تهران به سر می برند و برای یک «مأموریت منظم» در تهران خواهند بود. البته من نفهمیدم منظور آنها از «مأموریت منظم» چیست. آقای افندیف آدم بذله گویی است، و وقتی فهمید که من هنوز مجرد هستم گفت که من دوستان زیاد و خوبی دارم که هنوز بار ازدواج را بر دوش من نگذاشته اند. وقتی گفتگوی ما را برای