اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٦٧ - ملاقات با مقامات سفارت شوروی
٣- جی. ای. وسکانیان
آقای وسکانیان بدون شک انگلیسی را عالی صحبت می کند و در رفتارش با خارجیان بسیار نرم و مؤدب است. ظاهراً او در حضور خارجیان احساس ناراحتی نمی کند و از برقراری مناسبات اجتماعی کاملاً لذت می برد. او مشغله زیادی دارد زیرا همیشه در حال رفتن از این جمع به آن جمع است. خیلی یک جا بند نمی شود و هر موقع هم جایی آرام می گیرد به خودش سخت نمی گذراند. مثلاً به درختی تکیه می دهد، یا روی صندلی می نشیند، یا دستش را دور کمر مخاطبش می گذارد و به او تکیه می دهد.
او خیلی علاقمند بود بداند چرا شاه دارد به ایالات متحده می رود، و از این پاسخ که برای افتتاح یک نمایشگاه هنری به آنجا می رود خیلی راضی نبود. او به خانم تئودور الیوت گفت که از تهران نفرت دارد و لحظه شماری می کند که به شوروی برگردد.
٤- زولتان سزفیلی
به آقای سزفیلی و همسرش در میهمانی خیلی خوش گذشت هر چند در اواخر میهمانی خانم سزفیلی عجله داشت که به منزل برگردد. معلوم است که از تاگاشف بدش می آید. برداشت خانم فیتزجرالد این بود که خانم سزفیلی قدری از رفتار شوهرش در میهمانی خجالت زده شده است. زولتان از آن آدم های «خوش مشرب» جامعه بلوک شرق است. آقای سزفیلی هم به خانم ها علاقه نشان می دهد- به هر نوع خانمی. وقتی فهمید که ماشین سفارت را صدا کرده ام تا دوشیزه استیس و دوشیزه فیتزجرالد را به خانه ببرد، مرا به گوشه ای کشاند و در گوشم گفت که این کار کرده ام تا دخترها فقط برای خودم باشند.
ملاقات با مقامات سفارت شوروی
سند شماره ٢٧٧
محرمانه٢٠ ژوئن ١٩٦٤- ٣٠ خرداد ١٣٤٣
از بخش سیاسی: دانیل او. نیوبریبه بخش سیاسی: آقای مارتین هرتز
[موضوع]: ملاقات با مقامات سفارت شوروی
در مراسم روز ملی کویت که شب گذشته در سفارت این کشور در تهران برگزار شد با آقای افندیف ملاقات کردم که مثل یک رفیق شفیق حالم را پرسید. چند هفته پیش او را در باشگاه سفارت شوروی ملاقات کرده بودم. آن موقع، به زبان ترکی با همدیگر صحبت کرده بودیم، ولی شب گذشته چون همکار افندیف، آقای جاریکوف، نیز در کنار ما بود، به زبان فارسی صحبت کردیم (که البته من فارسی شکسته و بسته و افندیف فارسی روان). بعد از اینکه جمع ما بزرگ تر شد، افندیف نشان داد که به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط است. بخش اعظمی از صحبت های ما به شهر استانبول مربوط می شد، و آقای افندیف از من در مورد آب و هوا و کلاً وضعیت شهر سئوال کرد.