معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٠
ادارهي خانه را کمتر از رياست جمهوري نميدانم
فیضی زهرا
گفتوگو با خانم دکتر شهلا باقري
دکتر شهلا باقري داراي دکتراي جامعهشناسي از دانشگاه علامه طباطبايي هستند.ايشان پژوهشگر برگزيدهبي کشور در سال ٧١ و رتبهي اول مقاله نويسي در جشنوارهي مطبوعات سال ٧٣- ٧٤ را کسب کردهاند. ايشان رياست کميسيون خانواده و کميته اشتغال بانوان شوراي عالي انقلاب فرهنگي را در کارنامهي خود دارند. ايشان هم اکنون عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم هستند.
١. آيا واقعاً نيازي هست که زنان وارد عرصههاي سياسي بشوند؟
ورود زنان به عرصهي سياست، مورد تأکيد شرع و عرف است. حضور حضرت زهرا-سلاماللهعليها- در مسجد و ارائهي خطبه، سخنراني و دعوت از انصار براي ياري وليّ مسلمين حضرت علي-عليهالسلام- نمونههايي از اين حضور سياسي است. همچنين، حضور زنان در راهپيماييهاي انقلاب اسلامي، صحنههاي دفاع مقدس و شرکت در انتخابات بهعنوان کانديدا، رأيدهنده و... نمونههاي امروزين حضور زنان در عرصههاي سياسي بهشمار ميرود که نشان ميدهد، حضور زنان در عرصههاي سياسي، نه تنها نياز، بلکه واجب است.
٢. آيا «سقف شيشهاي» براي زنان در عرصهي سياست هم وجود دارد يا خير؟
بهطور کلي، حضور مؤثر و مفيد زنان، در عين حالي که براي جامعه مفيد و سازنده است، ميتواند براي رشد خودشان و خانوادههايشان هم مفيد باشد و اين امر، منوط به «توانمندي سازمانيافتهي جامعهي زنان خردمند» است. هر چند در اين مسير، محدوديتهايي براي زنان وجود دارد؛ اما شناسايي و رشد زنان توانمند و پرهيز از درگيريهاي فرساينده و تنشزا، ميتواند موانع حضور زنان توانمند در عرصههاي مختلف (بهويژه عرصهي سياسي) را به تدريج از ميان بردارد. براي رسيدن به اين هدف، زنان بايد بهطور سازماندهيشده و با برنامه به رشد همديگر کمک کنند.
٣. تنظيم روحيهي زنانه با کارهاي سياسي چگونه است؟
نه تنها منافاتي ندارد، بلکه اگر دقت و نکتهسنجي و اخلاقمداري در کارهاي سياسي حاکم شود، مفاسد و معايب سياستمداري و سياستگذاري از بين خواهد رفت. حاکميت اخلاق سياسي، حاکميت عدالت و پرهيز از تبعيض و بيعدالتي، جوهرهي سلامت در نظام سياسي است.
٤. به نظر شما اگر سياست کلاً در دست زنان بود چه اتفاقي ميافتاد؟ (نظر فميمينيستها اين است که جهان بهتر ميشد.)
من اعتقادي به تکجنسيتي کردن نظام سياسي ندارم و حضور توأمان هر دو جنس را براي صحنهگرداني و ادارهي امور لازم و ملزوم يکديگر ميدانم. بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که عرصهي سياست، عرصهي ادارهي امور جامعه و کشور بر مبناي استفاده از عامل قدرت است؛ بنابراين، براي ادارهي بهينهي امور، به هر دو نوع قدرت سخت و نرم احتياج داريم. شايد بتوان قدرت سخت را بيشتر به عرصهي روحيات مردانه و قدرت نرم را به حال و هواي روحيات زنانه منتسب کرد. با توجه به نظريههاي امروزين قدرت و سياست (اعم از سياست داخلي و بينالملل)، تفکيک بين اين دو نوع قدرت و اهميت قدرت و يا جنگ نرم، بيشتر شناخته شده است؛ لذا، لزوم تدابير سياسي و ارائهي راهبرد سياسي و تربيت سياستگذار و تئوريسين سياسي، امروزه ديگر الزاماً مردانه تلقي نميشود.
٥.تنظيم روابط خانه با سياست و کارهاي جدي چگونه صورت گيرد، بهتر است؟
هر کس بتواند سياست منزل را به گونهي بهينه پيريزي کرده و اجراي مناسبي از آن ارائه دهد، قابليت بيشتري براي درک فضاي سياسي در عرصهي ملي و بينالمللي دارد و ميتواند توانايي بيشتري را با حضور شرايط لازم از خود نشان دهد؛ لذا، ميتوان گفت که چه زنان و چه مردان، وقتي سياستمداران موفقي خواهند بود که بتوانند در فضاي خانه و خانواده، قابليت بيشتري را از خود نشان دهند.
٦. جذابيت زنانه در امور سياسي مؤثر است يا خير؟ مثلاً يک نفر سر و شکلش را قشنگ ميکند تا فريبنده باشد، در امور سياسي اين مؤثر است؟
شايد بهعنوان فريب سياسي مؤثر واقع شود؛ اما به خودي خود نه ارزش علمي و نه ارزش عملي (مبتني بر عدالتطلبي و عدالتخواهانه) دارد.
٧. نظر اسلام در خصوص ورود زنان به عرصهي سياست و نيز رهبري جامعه به دست زنان چيست؟
تصورم اين است که بخش مهمي از پاسخ اين سؤال را در ضمن پاسخ سؤال اول شما دادهام. اين نکته را فقط اضافه کنم که بخشي از ياران حضرت مهدي-عجلاللهفرجه- را زنان تشکيل ميدهند. پنجاه و چند تن از ياوران ايشان را در عرصهي ادارهي امور جهان بانوان تشکيل ميدهند. مضافاً اينکه حضرت حجت فرمودهاند که الگوي من، دختر پيامبر گرامي اسلام است. اين نکتهي بسيار مهمي است و متضمن معاني عميقي است که جا دارد چندين کار تحقيقاتي جدي در اين خصوص انجام و فرازهاي عميقتر معاني اين جمله استخراج شود.
٨. رييسجمهور زن در ايران وجود ندارد، خوب است يا بد؟
ادارهي امور خانه و خانواده را نه تنها کمتر از رياست جمهوري نميدانم، بلکه آن را مهمتر، اساسيتر، بنياديتر و کارگشاتر ميدانم. رياستجمهوري، عرصهي فعاليت اجرايي تام و تمام است. وقت رييسجمهور، بايد بسيار باز و انعطافپذير در جاي خود باشد. هماهنگي ايجاد کردن بين فعاليتهاي مختلف و سامانهي بهينهي امور، هنر اصلي رييسجمهور است. همهي ما در زندگي اين هنر را با شدت کمتري تجربه کردهايم. ارزشمندي خاص ايجاد کردن براي يک شغل و ناديده انگاشتن هزاران شغل و فعاليت ديگر که اگر آنها نبودند، رييسجمهور نميتواند سرکار آيد و رياست کند، درست نيست. يادمان باشد که افراد بسيار ديگري دستاندرکارند تا رييسجمهور به فعاليت مشغول شود و بتواند از پس هماهنگي بين امور مختلف با ايجاد مديريت زمان برآيد.
٩. زنهاي سياسي کشور ما چه رويکردي دارند؟ زنان مجلس ما در سياست تأثيرگذار هستند يا نه فقط نمايشي دارند؟
زنان مجلس در تقسيمبنديهاي مصطلح موجود، الزاماً زنان سياسي تلقي نميشوند. قوهي قانونگذاري با ادارهي امور اجرايي و سياستگذاري يکي نيست که بتوانيم آنها را با هم مقايسه کنيم. البته نمايندگان مجلس پس از طي فرايند مشارکت سياسي مردم جامعهي خود سرکار ميآيند؛ ولي الزاماً کار سياسي به معني مصطلح خود نميکنند.
به نظر من زنان عرصهي سياسي ما، همانند برخي از مردان اين صحنه احتياج به آموزش خاص و کسب تخصص لازم دارند. حضور در اين عرصهها، محتاج دانش و تجربهي سياسي لازم و تعريف شده است.
به اين نکته هم بايد توجه کرد که زنان، عليرغم تجربهي حضور نهچندان زياد خود پس از انقلاب اسلامي، خوب عمل کردهاند و رشد خود را به نمايش گذاردهاند. شايد بتوان گفت که چشم اسفنديار فعاليتهاي سياسي زنان، پرهيز از کلنگري و درگير شدن بيش از اندازه در جزييات امور است. لزوم کسب اخلاق در امور سياسي و توجه به رشد دادن زنان ديگر، بيارزش نشماردن عواطف سياسي همراه با تدابير سياسي هم، از روي ديگر سکه براي آنان مهم است. بالا بردن آستانهي تحمل و کسب شکيبايي لازم از ادوات مديريت سياسي مطلوب است.