معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢١
حکومتي به وسعت ايران
باقری زهرا
زن در روزگار آلبويه
زن در اعصار و قرون مختلف تاريخ، با توجه به مصالح و منافع مختلف و گاهي تعصبات و عقدهها، زماني در عرصه بوده و وقتي پردهنشين. سنگوارههاي باقيمانده از دوران ايران باستان تا کتابهاي مختلف و متنوع از حضور زنان در جامعهي کنوني، شاهد اين مدعاست.
اما در اين ميان، يافتن سيماي زنان بعد از فتح ايران توسط سپاه اسلام، کمي دشوارتر به نظر ميرسد؛ زيرا از يک سو مجسمهسازي از نظر اسلام امري پسنديده نبود و از سوي ديگر تصويرگري زن بر ظروف، بسيار کم اتفاق ميافتاد.
يکي از اين دورانها، حکومت با اقتدار آلبويه بود که آميخته با سه باور است، اسلامي و خاصه شيعه، گوشهاي از ارزشهاي عربي به همراه ميراث تاريخي بازمانده از ايران پيش از اسلام.
مختصري از حکومت آلبويه
سلسلهي آلبويه، به همت بويهي ماهيگير از اهالي ديلم در گيلان امروزي تشکيل شد. حکمرانان اين سلسله، از ٣٢١ تا ٤٤٣ هجري به مدت ١٢٢ سال بر نواحي مختلف ايران حکومت داشتند. آخرين حکمرانان اين سلسله، يعني ملک الرحيم و علاء الدوله از طغرل سلجوقي و محمود غزنوي شکست خوردند و سلسلهي آنان منقرض شد.
حکومت آلبويه، اولين دولت کاملاً مستقل بعد از فتح ايران توسط مسلمانان است. آلبويه گويا توافقات پنهاني با آلعباس داشت که توانست بر خلفاي بغداد تسلط پيدا کند و نيز سيطرهي عنصر ترک آسياي ميانه را در دستگاه خلافت خاتمه دادند و در اين بين، دو انتقام گرفتند: يکي انتقام شکست ساسانيان و ديگري انتقام تضييع حق خلافت حضرت علي-عليهالسلام- و دشنام، بيحرمتي و ديگر مصائبي که اهلبيت پيامبر-صلياللهعليهوآله- پس از ارتحال آن حضرت تحمل کرده بودند. (پروين ترکمني آذر، ١٣٨٤: ٦٧-١٨٦)
از جمله اقدامات حکومت آلبويه، احياي شعائر شيعه از قبيل ذکر جملات «حيّ علي خيرالعمل و أشهد أن علياً ولي الله» در اذان و نيز برگزاري مراسم جشن و سرور در سالروز عيد غدير خم و همينطور بزرگداشت واقعهي کربلا و زيارت اماکن متبرکه و مقدس مزارات اهلبيت-عليهمالسلام- است.
از نتايج ديگر حکومت آلبويه در جهان اسلام، نگرش بيطرفي و غيرمغرضانه توأم با تسامح نسبت به اهل سنت بود که منجر شد تا بسياري از اهالي بغداد که از ديرباز اهل تسنن بودند، به مذهب تشيع روي آورند و از دل و جان آن را پذيرا باشند. (عبدالحسين زرينکوب، ١٣٨٤: ٤٤٣؛ عباس قدياني، ١٣٨٦: ١١٥؛ سيدي گنجينهي ايرانشناسي)
سيده ملکخاتون
تنها زني که در دوران آلبويه به فرمانروايي رسيد، سيده ملکخاتون همسر فخرالدوله ديلمي و مادر مجدالدوله بود. تا زمان او، سلطنت هيچ زني در ايران دورهي اسلامي سابقه نداشت و او يک زن شيعي بود که با تدبير سياسي، قلمرو وسيعي از ايران را تحت تسلط گرفت.
بعد از درگذشت همسر و به علت خردسالي فرزندش «مجدالدوله»، به صلاحديد امرا و مشاورين دولتي و همچنين پشتيباني مردم به خاطر شهرتي که در کياست و عدالت داشت، مدتي بر سرزمين تحت حکومت شوهرش (بخشي از مناطق شمالي و مرکزي ايران از جمله ايالت ري) فرمانروايي کرد.
شهرت سيده به خاطر عدل و انصاف، کياست و خوشنامي و زن بودنش و هم به سبب جواب دندانشکني است که در مقابل دعوت تهديدآميز سلطان محمود غزنوي به وي داده است.
در تاريخ چنين آمده که سلطانمحمود، وقتي بيشتر شهرهاي ايران را گرفت، چندبار در صدد گرفتن ري برآمد؛ ولي هر بار سيده به بهانههاي گوناگون وي را از اين کار منصرف کرد تا اينکه محمود سرانجام مصمم شد ملک ري را از او بگيرد و در اين زمينه نامهاي به وي نوشت. سيده ملکخاتون براي او پيغام داد که اين کار از دو حال خارج نيست؛ يا تو در اين نبرد پيروز خواهي شد يا من. اگر تو پيروز شوي که چندان قدر و بهايي ندارد؛ زيرا همه ميگويند محمود زني را شکست داد، ولي اگر من فاتح شوم، آبرو و حيثيت تو بر باد خواهد رفت و همگان گويند محمود با آن همه خدم و حشم از زني بيوه شکست خورد.
محمود غزنوي با شنيدن اين پاسخ گفت: «ما ميخواستيم شعبدهاي ببازيم؛ اما اين را خود پيشبيني زياده از مردان است.» و اين باعث شد که محمود تا زماني که سيده زنده بود به ري حمله نکند. (پروين ترکمنيآذر، ١٣٨٤: ٥١-٥٨؛ ناصر نجمي، ١٣٨٦: ٢٩٩)
از نقل قولهايي که در مورد سيده ملکخاتون شده است، ميتوان اين استنباط را کرد که حضور يک زن در جمع مردان و حتي بر صدر مجلس، امري پذيرفته شده بود؛ حتي در کودتاي مجدالدوله عليه او، ملکخاتون به همراه زيردستان و مردم، اين اقدام را نافرجام کرد. (مصطفي اجتهادي، ١٣٨٢: ١٩٩) از سوي ديگر، ابوجعفر کاکويه پسردايي ملکخاتون حکمران اصفهان بود که تا آخر عمر، لقب کاکويه (پسردايي) را برميگزيند. (جهانبخش ثواقب، ١٣٨٦: ٨) که اين هم بيانکنندهي اقتدار و نوع نگرش غيرجنسيتي آلبويه به زنان است.
ملکخاتون، حتي پس از واگذاري سلطنت به فرزندش، وقتي خودکامگي او را ديد، به تهديد وي پرداخت و وقتي مجبور به نبرد با وي شد، سرداران کشور را به ياري طلبيد که او را ياري دادند و در جنگ، مجدالدوله را شکست داد و به سلطنت بازگشت و فقط وقتي پسر را ادب کرد و آن هم با وساطت رييس سادات ايران، او را بخشيد و سلطنت را به وي داد.
زنان عالمه در اين عصر هم فراوان بودهاند و آنچه از مشاهدات برميآيد، سرآمدترين زنان آن دوران فاطمه دختر حسينبنابيمحمد اطروش از نسل امام علي-عليهالسلام- است که نسبتش به شش واسطه به آن حضرت ميرسد. مادر سيدرضي و سيدمرتضي که اين دو از عالمان بزرگ قرن چهارم محسوب ميشوند و اثر به يادگار مانده از سيدرضي، همان گردآوري نهجالبلاغه است. در ويژگيهاي اين بانو، به فاضله، بلندنظر و باتقوا بودن ايشان توجه شده است. شيخ مفيد کتابي دارد به نام احکامالنساء که به درخواست آن بانو نوشته شده است. در ديباچهي کتاب ميگويد: «چون از آثار سيدهي محترم آگاه شدم که خواستار احکامي مخصوص به زنان است که بهطور خلاصه در يک کتاب جمع شده باشد از خداي متعال استخاره کرده، به املاي اين مختصر دست يازيدم.» آنچه دربارهي اين خانم شهرت دارد، خواب شيخ مفيد است. او در خواب ديد گويي حضرت فاطمه-سلامااللهعليها- بر او در مسجد وارد ميشود و دو فرزندش حسن-عليهالسلام- و حسين-عليهالسلام- در سن کودکي همراه اويند. به وي سلام کرد و فرمود: «به اين دو فقه بياموز.» بامداد همان روز، همچنان که در محل درس خود نشسته بود، ديد فاطمه وارد شد و دو پسرش محمدرضي و عليمرتضي، کودکانش پيشاپيش اويند، شيخ جلوي او برخاست و سلام کرد. فاطمه گفت: «شيخ اين دو فرزندانم هستند، به آنان فقه بياموز.» (نسخهي ديجيتالي مجلهي گلبرگ، ١٣٨٠؛ دانشنامهي آزاد ويکيپديا)
از جمله زنان محدث آن دوران، بنت علمالهدي است که از زنان محدث شيعه و از طرق اجازهي نهجالبلاغه گردآوردهي عموي خويش سيدرضي است که در کتب رجال و تاريخ شيعه از او به نام بنت علمالهدي سيدمرتضي ياد شده است. (غلامرضا فدايي عراقي، ١٣٨٣: ٣٨٥)
بنت سيدرضيالدين عليبنطاووس نيز از زنان دانشور شيعه است. علوم اسلامي، فنون ادبي و معارف الهي را از محضر پدرش فراگرفت و در اکثر علوم ترقي شاياني کرد و از زنان نويسنده و دانشمند اماميه در زمان خود بود. سيدطاووس در کتاب خود (کشفالمحجّه) از وي به نيکي ياد کرده است. (همان: ٣٨٤)
از اين روايت ميتوان اين گونه نتيجه گرفت که زنان در آن دوران، آزادي عمل داشتند؛ و اگر داراي هوش و ذکاوتي بودند، ميتوانستند به مدارج عالي علمي يا حکومتي دست پيدا کنند.
حضور زنان در امور اقتصادي
سيدرضي در ميان پشمهايي که از يک زن خريده بود، نوشتهاي به خط «ابنمقله» مييابد. زن را حاضر کرده از او ميخواهد يا هزينهي نوشته را بگيرد يا نوشته را بردارد که زن پول را ميگيرد. (سيدجعفر حسيني، نسخهي ديجيتالي آشنايي با نهجالبلاغه) که اين نشان از حضور اقتصادي زنان در اين دوران دارد.
زن در خانواده
ازدواج در طبقهي متوسط، اين گونه بود که به داشتن يک زن اکتفا ميکردند و نصايح علما و خلفاي عصر هم بر همين بود. ازدواج بيوگان شرعاً ممنوع نبود، ولي عرف نميپسنديد. (آدام متز، ١٣٧٧: ٤٠٥) تولد نوزاد دختر امري مبارک بود و سيدرضي خطاب به برادرش در تهنيت تولد دختر شعر گفته بود. (همان)
تمام اين قطعات در کنار هم، گوياي فضاي باز و فکر آزاد مردم آن دوران در مورد حضور زنان در عرصه سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي است؛ اما به نظر ميرسد اين ديد شايد کمي خوشبينانه باشد؛ زيرا مردم با وجودي که شرع مقدس اجازهي ازدواج مجدد زن بيوه را داده، قبح قضيه را آنقدر بالا ميبرند که مرگ را براي وي بهتر از شوهر ميدانند، که اين نشان از سرنخ بعضي از ظلمها و کجباوريهاي مردم آن دوران نسبت به زنان دارد.
منابع:
١. فقيهي، علياصغر؛ آلبويه (تاريخ، فرهنگ و تمدّن)، تهران: صبا، ١٣٦٥.
٢. اجتهادي، مصطفي؛ دايرةالمعارف زن ايراني، تهران: بنياد دانشنامهي بزرگ فارسي، ١٣٨٢.
٣. ترکمنيآذر، پروين؛ حاکمان زن شيعه در تاريخ ايران، فصلنامهي تخصصي بانوان شيعه، ١٣٨٤.
٤. همو؛ ديلميان در گسترهي تاريخ ايران، تهران: سمت، ١٣٨٤.
٥. ثواقب، جهانبخش؛ زنان فرمانروا، شيراز: نويد شيرازي، ١٣٨٦.
٦. زرينکوب، عبدالحسين، روزگاران (تاريخ ايران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوي)، تهران: سخن، چاپ ششم، ١٣٨٤.
٧. سايت تبيان زنجان: Http://tebyan-zn.ir/life/subpapers.aspx?id=٥٠٣&category=fa
٨. سايت ويکيپديا: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D٨%b٣%DB%٨C%D٨%AF_%D٨%BI%D٨%B٦%DB%٨C.
٩. سيدي گنجينهي ايرانشناسي ايرانيا، لوحفشرده، تاريخ و بناهاي تاريخي مؤسسهي ويستا آرا.
١٠. قدياني، عباس؛ فرهنگ توصيفي تاريخ ايران از دورهي اساطيري تا پايان دورهي پهلوي، ج ١، فرهنگ مکتوب، چاپ چهارم، ١٣٨٦.
١١. متز، آدام؛ تمدن اسلامي در قرن چهارم هجري، ترجمهي عليرضا ذکاوتي قراگزلو، تهران: اميرکبير، چاپ سوم، ١٣٧٧.
١٢. نجمي، ناصر؛ ملکخاتون شيرزن ديالمه، تهران: علم، چاپ دوم، ١٣٧٦.
١٣. نسخهي ديجيتالي فصلنامهي گلبرگ، اسفند ١٣٨٠, شمارهي ٢٧, قابل دسترسي در پايگاه:
Http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazinID=٣٢٨٢&MagazineNumberid=٥١٢٧&LanguagrID=١