معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠

پناه
شیری علی اصغر


همه کس عرض ارادت به تو دارد گه‌گاه
دست بر سينه و در سينه دلي همدم آه
آمدم با اتوبوسي که پر است از صلوات
چه ترافيک عجيبي است در اين نيمه‌ي راه!
گنبد چشم‌نواز تو به هنگام طلوع
ديدني‌تر شده از روي پل نيروگاه
زائرت خسته‌ي راه است، مداوايش کن
اين يکي از همدان، آن يکي از کرمانشاه
خستگي بر تن او از چمدان‌هايش نيست
بي‌گمان قامت او خم شده از بار گناه
دم در زل زده بر صحن پر از آيينه
خجل از اين که چرا آمده با روي سياه
دختري در پي معصوميت گمشده‌اش
خسته از هر کس و هر جا به تو آورده پناه
باز انبوهي از اندوه در اين دل دارد
باز انبوهي از اندوه، دلي همدم آه...