معارف اسلامی
(١)
بخش اجتماعي - زمانی هاجر
١ ص
(٢)
ساقيا - دهلوی امیرخسرو
٢ ص
(٣)
من خوشبختم - احمدی دوستدار ساناز
٣ ص
(٤)
حالِ خوب - حسینی س
٤ ص
(٥)
ز دانش است و توانِش، جمال انساني - جوینی معین الدین
٥ ص
(٦)
شادي و نو شدن - سالاری مظفر
٦ ص
(٧)
رازي نهفته در نوروز - خالقی محمدهادی
٧ ص
(٨)
خواب در شبستان - فیروزیان محمدرضا
٨ ص
(٩)
جانِ جان - منوچهری دامغانی
٩ ص
(١٠)
گفتوگو با دکتر حميد ضرغام - عابدی حمید
١٠ ص
(١١)
در فوايد گردشگري - خالقی محمدهادی
١١ ص
(١٢)
آدمهاي اينجوري - باباجانی علی
١٢ ص
(١٣)
موزه و گردشگري - محمدعلی پور رسول
١٣ ص
(١٤)
در حال و هواي گردشگري - فرمانی زهرا
١٤ ص
(١٥)
ياد ايام - ندیری رقیه
١٥ ص
(١٦)
هر روز، يک عمر است -
١٦ ص
(١٧)
تعارف - رهنما شاهین
١٧ ص
(١٨)
بهانه - چشایی عباس
١٨ ص
(١٩)
هميشه - شعرائی راد رابعه
١٩ ص
(٢٠)
بوي گُلهاي حماسي ميوزد در دشت - اخلاقی زکریا
٢٠ ص
(٢١)
آداب زندگي آداب نوروز - رضوی سید علی اکبر
٢١ ص
(٢٢)
گردش، در هزارتوي دبليوها - عابدی الهام
٢٢ ص
(٢٣)
چند کلمه با شما - فریبرز سهیلا
٢٣ ص
(٢٤)
گفتوگوي جواني ديد و بازديد عيد - رضوی سید علی اکبر
٢٤ ص
(٢٥)
بورس به زبان ساده - ابراهیمی بیتا
٢٥ ص
(٢٦)
وقتي گردشگري با اخلاق ميشود! - زندی ابتهال
٢٦ ص
(٢٧)
راهنماي تور - فرمانی لیلا
٢٧ ص
(٢٨)
طنز - هاشمی سید ناصر
٢٨ ص
(٢٩)
خواب و رؤيا - علیزاده زینب
٢٩ ص
(٣٠)
و اما بعد - هاشمی سید سعید
٣٠ ص
(٣١)
پارک پلاس - فریبرز سهیلا
٣١ ص
(٣٢)
سلطان اردهال - رضوی سید علی اکبر
٣٢ ص
(٣٣)
صفحهي پيادهرو - هدایتی ابوذر
٣٣ ص
(٣٤)
بحر طويل عيد نوروز - حالت زنده یاد ابوالقاسم
٣٤ ص
(٣٥)
راهرو - اشتیاقی محسن
٣٥ ص
(٣٦)
بخش اجتماعي - امیری زینب
٣٦ ص
(٣٧)
اتوبوس - شکرانی مریم
٣٧ ص
(٣٨)
چرخنامه - عابدینی عدالت
٣٨ ص
(٣٩)
روزنوشت - هدایتی ابوذر
٣٩ ص
(٤٠)
خانهي امن - شهبازی عصمت
٤٠ ص
(٤١)
فهرست مهيار -
٤١ ص
(٤٢)
پروندهي ويژه گردشگري -
٤٢ ص
(٤٣)
پيام ماه
٤٣ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - گفتوگو با دکتر حميد ضرغام - عابدی حمید

گفت‌وگو با دکتر حميد ضرغام
عابدی حمید

ايران مي‌تواند به قطب گردشگري شيعي در جهان تبديل شود
دکتر حميد ضرغام بروجني، متولد ١٣٢٩ و استاديار گروه مديريت جهانگردي دانشکده‌ي مديريت و حسابداري دانشگاه علامه طباطبايي تهران است. از وي که مدارک کارشناسي ارشد مديريت بازرگاني خود را از دانشگاه سانفرانسيسکوي کاليفرنيا (MBA) و دکتراي مديريت خود را از دانشگاه تهران اخذ کرده است، تاکنون کتب و مقالات بسياري منتشر شده است که از مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به کتاب‌هاي «برنامه‌ريزي توسعه‌ي جهانگردي» و «آشنايي با صنعت جهانگردي» اشاره کرد. رياست مؤسسه‌ي آموزش عالي بيمه‌ي اکو، مديريت دفتر هماهنگي و هدايت طرح جامع جهانگردي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دبيري انجمن متخصصان جهانگردي ايران، عضويت در شوراي عالي سياست‌گذاري صنايع دستي و... از جمله سوابق اجرايي دکتر ضرغام است. در ادامه، گفت‌وگوي ما را که در يکي از روزهاي سرد زمستان با ايشان پيرامون موضوع گردشگري مذهبي انجام گرفته است مي‌خوانيد.
‌- براي شروع، لطفاً دسته‌بندي مشخصي از انواع گردشگري ارائه دهيد تا مشخص شود که گردشگري مذهبي در کجاي اين طيف قرار مي‌گيرد.
وقتي ما تکامل مفهوم گردشگري را که امروز به عنوان يک رشته‌ي معتبر دانشگاهي در سطح جهان مطرح است دنبال مي‌کنيم، مي‌بينيم که سه مرحله‌ي کلي را پشت سر گذاشته است؛ مرحله‌ي اوّل، برمي‌گردد به بعد از جنگ جهاني دوم و تمايلي که براي کسب آرامش و بازديد از مناطق جنگ‌زده در بين مردم پيدا شد و همين‌طور اختراع وسايل پيش‌رفته‌ي حمل و نقل که تسهيلات سفر را فراهم مي‌کردند. در اين زمان بود که درآمدهاي سرشار حاصل از جابه‌جايي مردم (به‌خصوص براي دولت‌ها) آشکار شد و نوعي از گردشگري،‌ با عنوان «گردشگري انبوه» شکل گرفت که در آن، بيش‌تر مبادلات اقتصادي مورد توجه بود. طبيعتاً اين نوع گردشگري که فقط به کسب سود اقتصادي فکر مي‌کرد، تبعات منفي خود را به همراه داشت که بخش عمده‌اش زيان‌هاي اجتماعي فرهنگي بود که به ملل گردشگرپذير وارد شد. بر همين اساس، در مقابله با روند مخرب اين نوع گردشگري، شکل جديدي از گردشگري تبليغ شد که به آن «گردشگري پايدار» اطلاق شد. شکل‌گيري اين نوع گردشگري را دومين مرحله‌ي تکامل صنعت گردشگري مي‌دانند. در گردشگري پايدار، علاوه بر توجه به درآمدهاي اقتصادي، به حفظ محيط زيست و جزييات فرهنگي و اعتقادات مردم ناحيه‌ي گردشگرپذير نيز اهميت داده مي‌شود؛ به‌طوري که در آن سعي مي‌شود رفتارهاي گردشگران طوري کنترل شود که آثار نامطلوب آن بر زندگي عادي مردم به حداقل برسد. تا اين‌جا هميشه سعي بر اين بود که آسايش گردشگر در اولويت باشد و بقيه‌ي قضايا در درجه‌ي دوم تحت کنترل قرار مي‌گرفت؛ اما در سال‌هاي اخير، اين تفکر رشد کرده است که مهم، مردم ناحيه‌هاي گردشگرپذير هستند که اوّلاً بايد بپذيرند گردشگران به منطقه‌ي زندگي آن‌ها بيايند و بعد نوع گردشگري‌اي را که مطابق با ارزش‌ها و سنت‌هاي‌شان است رواج دهند و فعاليت‌هايي را که تشخيص مي‌دهند براي محيط زندگي خود و فرزندان‌شان مناسب است تبليغ کنند. از اين به بعد است که مرحله‌ي سوم تحول در گردشگري با پيدايش «گردشگري مردم‌محور» شکل مي‌گيرد.
‌- گردشگري مذهبي از چه زماني شکل گرفته است و در کدام يک از اين مواردي که ذکر کرديد جاي مي‌گيرد؟
اگر ما بخواهيم نگاه تاريخي به بحث گردشگري داشته باشيم، بايد بگوييم قسمت اعظم جابه‌جايي صلح‌آميز انسان‌ها در طول تاريخ، فقط با مبناي زيارت و مذهب بوده است و خارج از آن، هر جا، جابه‌جايي را‌ با اين کثرت و انبوهيِ مردم مي‌بينيم، معمولاً ناشي از جنگ، مصيبت يا بلايي بوده است.
بر همين اساس، امروزه يکي از روي‌کردهايي که در بحث گردشگري وجود دارد، اين است که اصولاً ما به‌جز گردشگري مذهبي، گردشگري ديگري نداريم. طرف‌داران اين روي‌کرد، معتقدند که انگيزه‌ي اصلي همه‌ي کساني که سفر مي‌روند، کشف واقعيت‌هاي وراي زندگي معمول خودشان است و از اين نظر، به شکلي يک نوع حرکت مذهبي انجام مي‌دهند. به غير از اين موارد، جاي ديگري را نمي‌توانيم پيدا کنيم که اين حجم جابه‌جايي به صورت داوطلبانه انجام بگيرد و در وراي آن ارضاي خاطر و رفع نيازها و حاجت‌ها هم باشد.

‌- تعاريف شناخته‌شده‌ي بين‌المللي در اين زمينه چه مي‌گويند؟
در اين خصوص، تعريف سازمان جهاني جهانگردي را داريم که مي‌گويد هر کس از مکان معمول زندگي خودش به يک مکان ديگري سفر کند و حداقل ٢٤ ساعت در آن‌جا اقامت داشته باشد و هدفش هم از اين سفر، کسب درآمد اقتصادي نباشد، به عنوان گردشگر به حساب مي‌آيد و در آمار گردشگري هم وارد مي‌شود.
البته ما در دانشکده‌ي مديريت و حسابداري علامه طباطبايي که به عنوان يکي از قديمي‌ترين دانشکده‌هاي ايران در حوزه‌ي آموزش مديريت جهانگردي است، تعريف ويژه‌اي براي گردشگري ارائه کرده‌ايم که هم مغايرتي با تعريف‌هاي سازمان جهاني جهانگردي که مبناي اخذ آمارها، تحليل رفتارها و... است نداشته باشد و هم مبتني بر نظام ارزشي و عقيدتي و ديني خودمان باشد. براساس اين تعريف، گردشگري يک فعاليت فرهنگي، منبعث از فطرت جست‌و‌جوگر انسان است که در مکاني دور از مأمن معمول زندگي‌اش انجام مي‌شود و براي تأمين خواست‌ها و نيازهاي گردشگران، مجموعه‌اي از بنگاه‌هاي اقتصادي شکل مي‌گيرد (شامل: بنگاه‌هاي حمل و نقل، اقامت، پذيرايي و...) و اين‌ها روي هم رفته، صنعت گردشگري را مي‌سازند.
‌- لطفاً بفرماييد وقتي از گردشگر مذهبي صحبت مي‌کنيم، دقيقاً منظورمان چه نوع گردشگري است؟
اگر بخواهيم به صورت آکادميک و براساس تعاريف استاندارد، گردشگر مذهبي را تعريف کنيم، بايد بگوييم کسي که براي زيارت و کسب تجربه‌ي معنوي از يک مکان خاص، از مأمن معمول خودش سفر مي‌کند و حداقل ٢٤ ساعت در يک مکان ديگري اقامت دارد و بعد هم به مأمن معمولش برمي‌گردد و هدفش از اين سفر انجام فعاليت منفعت‌زاي اقتصادي و کسب منفعت مادي نيست، به عنوان گردشگر مذهبي شناخته مي‌شود. البته ممکن است اين گردشگر، در اين ديد و بازديدها، تفکرات نويي هم پيدا کند که بعدها از آن‌ها استفاده‌ي تجاري هم بکند؛ ولي چون قصد اوّليه‌اش از اين سفر، کسب درآمد اقتصادي نبوده است و به قصد کسب تجربه‌ي معنوي سفر کرده است، به عنوان گردشگر مذهبي به حساب خواهد آمد.
محدوديتي که اين تعريف دارد، اين است که امروز، با توجه به پيش‌رفت وسايل حمل و نقل و تسريع در رفت‌و‌آمدها، معمولاً ٢٤ ساعت، زمان زيادي محسوب مي‌شود. در حال حاضر در ايران کساني هستند که صبح زود به قصد زيارت امام رضا(ع) با هواپيما به مشهد مي‌روند و شب هم برمي‌گردند و اصلاً هم اقامت ندارند. اين‌ها به نوعي در جريان داد و ستدهاي مربوط به گردشگري حضور دارند و بايد محاسبه شوند؛ ولي براساس تعريف مورد قبول سازمان جهاني گردشگري، گردشگر به حساب نمي‌آيند، بلکه به عنوان گردشگر يک روزه يا بازديدکننده تلقي مي‌شوند.
در تعريف عام‌تر، گردشگران را براساس بازديد از مکان‌هاي مذهبي به چهار دسته تقسيم مي‌کنند؛ افرادي که صرفاً به منظور بازديد از يک مکان مقدس سفر مي‌کنند، کساني که ضمن تمايل به بازديد از يک مکان مقدس، برخي تمايلات ديگر، مثل بازديد از آثار تاريخي، خريد و... هم در دستور کارشان هست، و گروهي که عمدتاً به قصد سرگرمي‌هاي جنبي سفر مي‌کنند، ولي بازديد از مکان مذهبي را هم در کنار ديد و بازديدهاي مختلف‌شان قرار مي‌دهند، و گروه آخر هم کساني هستند که اصولاً تمايلي به بازديد از مکان‌هاي مذهبي ندارند و قصدشان صرفاً شرکت در فعاليت‌هاي گردشگري يا بازديد از مکان‌هاي ديگر است، يا اصلاً شايد دين و مذهب تعريف‌شده‌اي هم نتوانيم براي‌شان در نظر بگيريم. از ميان اين چهار گروه، در ادبياتي که ما در حال حاضر در ايران به کار مي‌بريم، معمولاً فقط دسته‌ي اوّل را که انگيزه و هدف اصلي‌شان بازديد از يک مکان مذهبي و ارضاي خواست‌هاي دروني‌شان هست، به عنوان گردشگر مذهبي تلقي مي‌کنيم.
اگر بخواهيم جزئي‌تر به اين بحث بپردازيم، گردشگري مذهبي را شامل سفرهايي مي‌دانيم که يک‌سري ويژگي‌هاي خاصي داشته باشند، مثل اين‌که داوطلبانه باشند، موقتي بوده و انگيزه‌ي اصلي‌شان، معنوي و مذهبي باشد و تمناي دستمزد (سود) از اين سفرها وجود نداشته باشد، جايي هم که به عنوان مقصد در اين سفرها تعيين مي‌شود، يک مکان تعريف شده‌ي مقدس باشد که حالا اين تقدسش ممکن است بُرد محلي، منطقه‌اي يا بين‌المللي داشته باشد؛ ولي به هر حال، جايي است که نزد مردم داراي احترام ويژه‌اي است‌. هم‌چنين اين سفرها اگر چه به خاطر ارضاي بخشي از تمنيات مذهبي است، معمولاً يک واجب شرعي به حساب نمي‌آيند. در واقع، ما براساس اين ويژگي‌ها مي‌توانيم گردشگر مذهبي را از ديگر انواع گردشگران متمايز کنيم.
اصولاً وقتي پاي انگيزه‌ي مذهبي به ميان مي‌آيد، بسياري از عافيت‌طلبي‌هايي که در تورهاي گردشگريِ معمول مورد توجه توريست‌ها قرار مي‌گيرند، کنار گذاشته مي‌شود و همين امر، يکي از وجوه اصلي تمايز سفرهاي مذهبي با ديگر انواع سفر است. مثلاً اين نکته فقط در زيارت است که مشقت سفر براي زائر، به نوعي لذت تلقي مي‌شود و بر همين مبنا هر چه سفر سخت‌تر باشد، ارضاي خاطر زائر بيش‌تر صورت مي‌گيرد، مثل حالتي که عده‌اي پابرهنه به زيارت اماکن مقدس مي‌روند در حالي که به‌طور معمول مي‌توانند با اتومبيل بروند، اما اين سختي‌ها يک نوع آرامش رواني براي‌شان ايجاد مي‌کند.
‌- به بحث زيارت اشاره کرديد. به نظر مي‌رسد وقتي از زيارت صحبت مي‌کنيم، به نوعي گرايش‌هاي مذهبي گردشگران را هم در نظر مي‌گيريم. براي مثال، وقتي من براي بازديد از يک معبد بودايي به مالزي سفر مي‌کنم، به اين‌که با قصد ديدن يک مکان مذهبي بودايي مي‌روم، هدفم زيارت آن مکان نيست. در عين حال، آيا به عنوان گردشگر مذهبي به حساب مي‌آيم يا خير؟
خير! اين تفکر مقدس بايد براي‌تان وجود داشته باشد تا به عنوان گردشگر مذهبي شناخته شويد. شما ممکن است که مثلاً به مالزي برويد و براي‌تان جالب باشد که معبدي را هم تماشا کنيد، همان قدر که شايد براي يک فرنگي جذابيت داشته باشد که از حرم مطهر امام رضا(ع) در ايران ديدن کند. اين به معناي آن نيست که شما رفته باشيد در آن معبد عبادت کنيد و ببينيد چه‌طور مي‌توانيد به خدا نزديک‌تر شويد و يا اين بازديد، در تقويت مسلماني شما تأثيري داشته باشد. البته اگر نيّت‌تان اين باشد که شما هم همراه بوداييان برويد در يک معبدي و معنويت موجود در آن را لمس کنيد و از خدا حاجت بخواهيد، در آن صورت، شما هم به عنوان يک گردشگر مذهبي به حساب مي‌آييد؛ ولي اگر منظورتان فقط ديدن رفتارهاي مذهبي اقوام ديگر باشد، آن وقت به عنوان يک گردشگر فرهنگي شناخته مي‌شويد.
لازم است اين نکته را هم بگويم که در خيلي از اين تقسيم‌بندي‌ها، واقعاً هم نمي‌شود خط کشيد و گفت که مثلاً شخص، تا اين‌جا گردشگر فرهنگي است و از اين‌جا به بعد ديگر گردشگر فرهنگي نيست؛ به اين دليل که تمايلات انساني را نمي‌شود منحصر کرد؛ براي مثال بگوييم اين شخص فقط تمايل بازديد از مکان مقدس يا شرکت در يک مراسم مذهبي خاصي را دارد. چون به هر حال وقتي به آن‌جا مي‌رود، ممکن است بعدش هم به قصد خريد سوغات و نشان دادن حضور خودش در آن مکان به ساير اقوام، به بازار هم برود و خريدي هم انجام دهد و اتفاقاً بازار آن‌جا هم برايش جاذبه ايجاد کند.
‌- آيا مفهوم زيارت، بومي کشورهاي اسلامي است يا در کشورهاي ديگر هم سفرهايي با اين مبنا و مفهوم تعريف شده است؟
اين‌طور نيست که بگوييم مفهوم زيارت، فقط در کشورهاي اسلامي وجود دارد، بلکه در ديگر کشورها و حتي کشورهاي غربي هم اين مفهوم، کمابيش با همان ويژگي‌هايي که مد نظر ما هست، ديده مي‌شود. مثلاً يکي از سفرهاي زيارتي که در آيين مسيحيت ديده مي‌شود، مراسمي است که هر ساله در ايام خاصي در حومه‌ي ترکيه در جاده‌اي به نام «سندپال» که در انجيل به عنوان مسيري که صليب حضرت مسيح در آن حمل شده، معرفي شده است برگزار مي‌شود. در اين مراسم، مسيحيان از سراسر جهان با کشتي خودشان را به اين محل مي‌رسانند و در اين مسير به صورت پياده حرکت مي‌کنند.
‌- به نظر مي‌رسد ما هم معادل اين مسير را در ايران، مي‌توانيم براي حرکت امام رضا(ع) از مدينه به مرو در نظر بگيريم، درست است؟
بله، در ايران از اين گونه مکان‌هايي که محل اطراق يا عبور بزرگان مذهبي بوده‌اند (مثل مکان‌هايي که به عنوان قدم‌گاه‌ها تلقي مي‌شوند)، زياد داريم؛ ولي متأسفانه فعاليت‌هاي جدي‌اي در خصوص جذب گردشگر در اين محل‌ها انجام نشده است و به نظر من، ما در اين حوزه، خيلي کوتاهي کرده‌ايم. مثلاً همين مسير عبور حضرت امام رضا(ع) خيلي جاي کار دارد که ما از نظر دور انداخته‌ايم؛ البته ظاهراً در سال‌هاي اخير، يک مقدار در پروژه‌ي «جاده‌ي ولايت» مورد توجه قرار گرفته است. اما کشورهاي توريستي، اين پتانسيل‌ها را به سادگي از دست نمي‌دهند و براي تک‌تک فرصت‌هاي موجود، برنامه‌ريزي کرده‌اند. براي مثال، در مورد جاده‌ي سندپال که عرض کردم، ‌طوري برنامه‌ريزي شده است که از گردشگر کاملاً مذهبي تا گردشگر کاملاً بي‌دين بتوانند از امکانات اين مسير استفاده کنند و در طول مسير، براي هر نوع تفکري، يک جاذبه‌اي ايجاد شده است، ضمن اين‌که توجه عام به اين نکته هم شده است که مجموعه‌ي آدم‌هايي که در اين مسير حرکت مي‌کنند، بايد معرّف يک مجموعه‌ي مذهبي باشند. ما هم مي‌توانيم جاي‌گزين‌هايي را براي اين نوع فرصت‌ها در نظر بگيريم که با مباني ديني‌مان هم مغايرت نداشته باشد.
‌- با توجه به مباحثي که تا به اين‌جا مطرح شد، در کل، شما جاي‌گاه ايران را در بحث گردشگري مذهبي چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
اين را نمي‌شود انکار کرد که کشور ما از نظر منابع گردشگري مذهبي، يکي از غني‌ترين کشورهاي دنياست؛ به‌طوري که ما در ايران، هم کليساهاي باستاني داريم که خيلي‌ از مسيحيان مشتاق بازديد آن‌ها هستند و هم براي يهوديان و زرتشتيان مکان‌هاي مذهبي قديمي‌اي داريم که به عنوان جاذبه‌ي زيارتي براي آن‌ها به شمار مي‌آيند و مهم‌تر از اين‌ها از نظر اسلامي، به‌خصوص شيعي، منابع بسيار ارزشمندي در ايران وجود دارد که ايران را در بحث پتانسيل گردشگري مذهبي، منحصر به فرد مي‌کند.
به هر حال، اگر ما روي ايران بحث مي‌کنيم، به نظر من بيش‌تر از همه، بايد به جذب مسلمانان فکر کنيم و در بين مسلمانان هم بيش‌تر روي شيعيان (به عنوان بازار ارزشمندي که هم مي‌تواند براي نشر تفکرات تاريخي فرهنگي ايراني به درستي عمل کند و هم اين‌که تمايلات مذهبي را برآورده کند) متمرکز شويم. يعني اين‌که ما از اين فرصت‌هاي مذهبي مي‌توانيم براي تبليغ موقعيت کشورمان در پاسخ به انبوه تبليغات منفي‌اي که عليه ايران وجود دارد، استفاده کنيم و نداي صلح‌طلبي و آرامش‌طلبي و مهمان‌نوازي خودمان را از طريق گردشگراني که جذب مي‌کنيم، به گوش مردم جهان برسانيم. اما متأسفانه به نظر مي‌رسد که تصميم‌گيران اين حوزه در کشور ما هنوز به اين باور نرسيده‌اند که جابه‌جايي صلح‌آميز انسان‌ها، ابزار بسيار ارزشمندي، هم براي نزديکي مردم به يک‌ديگر و هم براي زدودن مجموعه‌ي تبليغ‌هاي منفي‌اي که عليه يک کشور هست و هم براي باز کردن درهاي کشور به روي روابط بين‌المللي است، ضمن اين‌که مزاياي ديگري مانند ايجاد اشتغال و درآمدزايي براي مردم و به‌کارگيري منابع اقتصادي‌اي که در حال حاضر بلااستفاده مانده‌اند و... هم به دنبال خواهد داشت.
البته با توجه به شرايط موجود، ممکن است تنگناهاي اقتصادي باعث شود که ظرفيت‌هاي اين صنعت، بيش‌تر مورد توجه مسئولان قرار گيرد؛ چرا که يکي از مهم‌ترين راه‌کار‌هاي قطع وابستگي به نفت و رها شدن از مشکلات ناشي از نوسانات قيمت آن، بها دادن به بحث گردشگري است.
مسلماً براي اين‌که اين امر محقق بشود، بايد يک مقدار تغييرهايي در زيربناها، سرويس‌هاي توريستي و ساختارهاي مرتبط با صنعت گردشگري، ايجاد شود؛ به عنوان نمونه، هنوز سيستمي ايجاد نشده است که زائراني که از کشورهاي ديگر مي‌خواهند به قصد زيارت اماکن مذهبي ايران حرکت کنند، احساس کنند تمام برنامه‌هاي سفر مانند صدور ويزاي مناسب، سيستم حمل و نقل مناسب، سيستم‌هاي اقامت و پذيرايي ويژه و... براي‌شان به صورت ويژه از قبل، تدارک ديده شده است. ما هم به دليل اين‌که زائران، خيلي راحت‌طلب نيستند، اين تسهيلات را به خوبي براي آن‌ها تدارک نديده‌ايم؛ و اگر هم جايي تدارک ديده شده است، با هدف کسب درآمد بيش‌تر بوده، نه به دليل ايجاد تسهيلات براي زائر.
‌- آقاي دکتر! در اسلام، هم در قرآن و هم در روايات، تأکيد زيادي بر گردشگري شده است؛ آيا اين نوع گردشگري را مي‌توان با محتواي تورهاي گردشگري مدرن امروزه مطابقت داد يا نه؟ در واقع، آيا مي‌توان گفت که منظور از اين همه تأکيدات ديني بر گردش در زمين و ديدن اقوام ديگر، تأکيد بر نوع خاصي از گردشگري است؟
به بحث بسيار خوبي اشاره کرديد؛ وقتي به مجموعه‌ي آيات و احاديثي که در دين اسلام هست، مراجعه مي‌کنيم، بيش‌تر پي مي‌بريم که ريشه‌ي همه‌ي فعاليت‌هاي گردشگري، مذهبي است؛ چرا که مي‌بينيم در اسلام هم براي گردشگر تکليف تعيين شده است و هم براي متوليان گردشگري. مثلاً من برداشتم از مجموعه‌ي آياتي که در قرآن با موضوع سفر در روي زمين و ديدن ساير اقوام و عبرت گرفتن از زندگي گذشتگان و... هست، اين است که اين حرکت، يک امر واجب است و بايد انجام شود و اين بايد، يک نوع الزام هم براي دولت‌هاي اسلامي ايجاد ‌کند که زمينه‌ي سفر را براي مردم تحت حکومت‌شان فراهم کنند؛ حالا در ابتدا سفرهاي درون‌مرزي که با وضعيت اقوام مختلف درون کشورشان آشنا شوند و در مرحله‌ي بعد، حرکت‌هاي برون‌مرزي. وقتي به سخنان حضرت علي(ع) در نهج‌البلاغه که مزاياي سفر را ذکر مي‌کنند مراجعه مي‌کنيم، مي‌توانيم معادل تمام توصيه‌ها و اصول اخلاقي‌اي را که مبناي کار صنعت توريسم در کشورهاي پيش‌رفته هستند در آن‌ها ببينيم، تا جايي که وظيفه‌ي هر مسافر در قبال هم‌سفرهايش هم مشخص شده است و حتي به نوع تجهيزاتي که در سفر بايد همراه‌مان باشد هم در احاديث مختلف اشاره شده است. اين تأکيدات و رهنمودها به حدي است که ما در دانشگاه علامه، براي دانشجويان مديريت جهانگردي، يک واحد درسي به نام «آداب سفر در اسلام» تعريف کرده‌ايم که در طول يک ترم، با اين موارد آشنا مي‌شوند.
‌- در پايان اگر توصيه‌اي براي کساني که اين گفت‌وگو را پي‌گيري کرده‌اند، داريد، بفرماييد.
نکته‌اي که گفتنش را لازم مي‌بينم اين است که در حال حاضر، شاهد رواج نوعي تفکرات آزادي‌خواهي در بين ملت‌ها هستيم. به نظر من، گردشگري، ابزار بسيار ارزشمندي است که رسيدن به اين نوع تمايلات و خواست‌ها را در يک روابط کاملاً دوستانه، با تفاهم و درک متقابل و احترام به ارزش‌هاي هم‌ديگر، فراهم مي‌کند، بدون اين‌که لازم باشد مردم با هم ستيز کنند؛ بنابراين، ما به راحتي مي‌توانيم با تقويت گردشگري، به اين وفاق اجتماعي دسترسي پيدا کنيم، ضمن اين‌که اين امکان فراهم مي‌شود که با فرهنگ‌هاي ديگر هم آشنا شويم و احتمالاً زمينه‌هاي گم‌شده‌ي درون خودمان را بهتر پيدا کنيم و هم‌چنين بتوانيم پتانسيل‌هاي موجود براي دسترسي به انبوه منافع و برنامه‌هايي را که در جست‌و‌جوي‌شان هستيم بهتر شناسايي کنيم و به کار بگيريم‌- ان‌شاءالله.
‌- با تشکر از شما بابت فرصتي که در اختيار ما قرار داديد.