معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - جانِ جان - منوچهری دامغانی
جانِ جان
منوچهری دامغانی
در وصف بهار و توصيف نوروز شعرهاي زيادي در طول تاريخِ زبان پارسي سروده شده است؛ امّا انصافاً ترکيببند زير يکي از ماندگارترين آنهاست. استاد بيبديل ادبيات پارسي، يکهتاز عرصهي طبيعتسرايي، استاد «منوچهري دامغاني» آنچنان نغز، لطيف و شيرين سخن ميگويد که گويي واژه، همچون خميري در کف دستان وي است که به هر شکلي بخواهد درش ميآورد و در نمايشگاه شعر آن را به نمايش ميگذارد. خوانندگان فرهيختهي ما، حتماً اين سروده را که به مناسبت فرا رسيدن نوروز تقديمشان ميکنيم، در عرصههاي ديگر ملاحظه کردهاند؛ اما خواندن دوبارهاش لطفي دوباره دارد.
در وصف بهار
آمد نوروز هم از بامداد
آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ايستاد
مرد زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سيهروي سمن بوي راد
گيتي گرديد چو دارالقرار
روي گل سرخ بياراستند
زلفک شمشاد بپيراستند
کبکان بر کوه به تک خاستند
بلبلکان زير و ستا خواستند
فاختگان همبر بنشاستند
نايزنان بر سر شاخ چنار
لاله به شمشاد برآميختند
ژاله به گلنار درآويختند
بر سر آن، مشک فرو بيختند
وز بر اين، دُر فرو ريختند
نقش و تماثيل برانگيختند
از دل خاک و دو رخ کوهسار
قمريکان ناي بياموختند
صلصلکان مشک تبت سوختند
زردگلان شمع برافروختند
سرخگلان ياقوت اندوختند
سروبنان جامعهي نو دوختند
زين سو و زان سو به لب جويبار
بلبلکان بر گلکان تاختند
آهوکان گوش برافراختند
گورخران ميمنهها ساختند
زاغان گلزار بپرداختند
بيدلکان جان و روان باختند
با ترکان چگل و قندهار
باز جهان خرم و خوشيافتيم
زي سمن و سوسن بشتافتيم
زلف پريرويان برتافتيم
دل ز غم هجران بشکافتيم
خوبتر از بوقلمون يافتيم
بوقلمونيها در نوبهار
پيکر در پيکر بنگاشتيم
لاله بر لاله فرو کاشتيم
گيتي را چون ارم انگاشتيم
دشت به ياقوت تر انباشتيم
باز به هر گوشه برافراشتيم
شاخ گل و نسترن آبدار
باز جهان گشت چو خرم بهشت
خويد دميد از دو بناگوش مشت
ابر به آب مژه در روي کشت
گل به مل و مل به گل اندر سرشت
باد سحرگاهي ارديبهشت
کرد گل و گوهر بر ما نثار
صحرا گويي که خُوَرْنَق شدهست
بستان، همرنگ ستبرق شدهست
بلبل همطبع فرزدق شدهست
سوسن چون ديبهي ازرق شدهست
بادهي خوشبوي مُروّق شدهست
پاکتر از آب و قويتر ز نار
مرغ نبيني که چه خواند همي
ميغ نبيني که چه راند همي
دشت نبيني به چه ماند همي
دوست نبيني چه ستاند همي
باغ بتان را بنشاند همي
بر سمن و نسترن و لالهزار