معارف اسلامی
(١)
بخش اجتماعي - زمانی هاجر
١ ص
(٢)
ساقيا - دهلوی امیرخسرو
٢ ص
(٣)
من خوشبختم - احمدی دوستدار ساناز
٣ ص
(٤)
حالِ خوب - حسینی س
٤ ص
(٥)
ز دانش است و توانِش، جمال انساني - جوینی معین الدین
٥ ص
(٦)
شادي و نو شدن - سالاری مظفر
٦ ص
(٧)
رازي نهفته در نوروز - خالقی محمدهادی
٧ ص
(٨)
خواب در شبستان - فیروزیان محمدرضا
٨ ص
(٩)
جانِ جان - منوچهری دامغانی
٩ ص
(١٠)
گفتوگو با دکتر حميد ضرغام - عابدی حمید
١٠ ص
(١١)
در فوايد گردشگري - خالقی محمدهادی
١١ ص
(١٢)
آدمهاي اينجوري - باباجانی علی
١٢ ص
(١٣)
موزه و گردشگري - محمدعلی پور رسول
١٣ ص
(١٤)
در حال و هواي گردشگري - فرمانی زهرا
١٤ ص
(١٥)
ياد ايام - ندیری رقیه
١٥ ص
(١٦)
هر روز، يک عمر است -
١٦ ص
(١٧)
تعارف - رهنما شاهین
١٧ ص
(١٨)
بهانه - چشایی عباس
١٨ ص
(١٩)
هميشه - شعرائی راد رابعه
١٩ ص
(٢٠)
بوي گُلهاي حماسي ميوزد در دشت - اخلاقی زکریا
٢٠ ص
(٢١)
آداب زندگي آداب نوروز - رضوی سید علی اکبر
٢١ ص
(٢٢)
گردش، در هزارتوي دبليوها - عابدی الهام
٢٢ ص
(٢٣)
چند کلمه با شما - فریبرز سهیلا
٢٣ ص
(٢٤)
گفتوگوي جواني ديد و بازديد عيد - رضوی سید علی اکبر
٢٤ ص
(٢٥)
بورس به زبان ساده - ابراهیمی بیتا
٢٥ ص
(٢٦)
وقتي گردشگري با اخلاق ميشود! - زندی ابتهال
٢٦ ص
(٢٧)
راهنماي تور - فرمانی لیلا
٢٧ ص
(٢٨)
طنز - هاشمی سید ناصر
٢٨ ص
(٢٩)
خواب و رؤيا - علیزاده زینب
٢٩ ص
(٣٠)
و اما بعد - هاشمی سید سعید
٣٠ ص
(٣١)
پارک پلاس - فریبرز سهیلا
٣١ ص
(٣٢)
سلطان اردهال - رضوی سید علی اکبر
٣٢ ص
(٣٣)
صفحهي پيادهرو - هدایتی ابوذر
٣٣ ص
(٣٤)
بحر طويل عيد نوروز - حالت زنده یاد ابوالقاسم
٣٤ ص
(٣٥)
راهرو - اشتیاقی محسن
٣٥ ص
(٣٦)
بخش اجتماعي - امیری زینب
٣٦ ص
(٣٧)
اتوبوس - شکرانی مریم
٣٧ ص
(٣٨)
چرخنامه - عابدینی عدالت
٣٨ ص
(٣٩)
روزنوشت - هدایتی ابوذر
٣٩ ص
(٤٠)
خانهي امن - شهبازی عصمت
٤٠ ص
(٤١)
فهرست مهيار -
٤١ ص
(٤٢)
پروندهي ويژه گردشگري -
٤٢ ص
(٤٣)
پيام ماه
٤٣ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - من خوشبختم - احمدی دوستدار ساناز

من خوشبختم
احمدی دوستدار ساناز


و او کسي است که براي شما گوش و چشم و قلب پديد آورد، اما شکر او را کم‌تر به جاي مي‌آوريد.
سوره‌ي مؤمنون، آيه‌ي ١٨
***
من خوشبختم که آواز باد را مي‌شنوم وقتي ميان درخت‌ها مي‌پيچد. من خوشبختم به شنيدن صداي قد کشيدن يک درخت. من خوشبختم که مي‌شنوم ترنم ابرها را به گاه طلوع.
من خوشبختم که مي‌بينم رؤياي قدکشيده تا آسمان را. مي‌بينم پنجره‌هاي نذر تماشا را. من خوشبختم که چشم‌هايم ميراث‌دار اشک و عشق است. و اين دل بي‌قرار، حيران ثانيه‌هاي معطر از يادت. من خوشبختم که باران در خلوت کلمه‌هايم مي‌بارد و مرا به سرسبز‌ترين باغ خيال مي‌برد.
من خوشبختم که دريا در خيالم موج برمي‌دارد و صدف‌ها خلاصه مي‌شوند در ساحل ذهنم.
مي‌شنوم صداي مرغان دريايي را که موج‌موج آبي دريا را بال مي‌زنند.
من خوشبختم که نامت مثل ستاره‌اي روشن در شب‌هاي تنهايي‌ام مي‌درخشد. وقتي تو باشي هيچ شبي تاريک نيست.
من با دست‌هاي روشن از عطر دعا، تو را به هزار و يک نام زيبايت مي‌خوانم و غرق مي‌شوم در بيکران مهرباني رحمتت.
من خوشبختم به داشتن تو
اي مقتدر!
اي رئوف!
اي رحمان!
مرا به شکرت توفيق ده!