تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - كوشش هاى فرهنگى
چه بخشهايى؛ دوم آنكه به اين نكته توجّه كنيم كه جامعه قبل از طلوع خورشيد علامه در چه وضعى بود و با چه كمبودهايى مواجه بود تا متوجّه شويم ايشان چه كرد و چه اثرى از خود بر جاى نهاد.
امّا نكته اوّل: هر جامعهاى كه بخواهد از زندگى انسانى برخوردار باشد و از حيوانيّت فراتر رود در درجه اول مىبايست به فرهنگ، كه سر و كار مستقيم با انديشه و دل انسان دارد، اهميت دهد. انقلابى كه در سرزمين ايران به يمن رهبرىهاى بزرگمرد الهى حضرت امام خمينى(رحمه الله) به وقوع پيوست بيش از هر چيز مرهون يك زمينه فرهنگى بود كه قبلا در اين جامعه پديد آمد. مردمى كه با فرهنگ اسلامى، كم و بيش، آشنا شده بودند و انديشهها و ارزشهاى اسلامى در دل و جانشان رسوخ كرده بود زمينههاى انقلاب را فراهم كردند امّا به رهبرى خردمند، نياز داشت كه نيروها را در جهت صحيح راه اندازد و رهبرى كند و به سرمنزل مقصود برساند كه خداى متعال بر ملت ايران منّت نهاد و چنين رهبر فرزانهاى را به ما عطا نمود. امّا اگر زمينههاى فرهنگى در اين جامعه فراهم نشده و در طول انقلاب رشد نكرده بود، هرگز چنين انقلابى به وقوع نمىپيوست. چنانكه بقاى اين انقلاب هم بيش از هر چيز، مرهون بقاى اين فرهنگ و رشد و گسترش آن است. بنابراين فعاليت فرهنگى براى يك جامعه زنده از ضرورىترين فعاليتهاى اجتماعى است و تأثير آن از هر عاملى براى رشد و تكامل جامعه مؤثرتر است. خصوص جامعهاى كه بر اساس باورها و ارزشهاى اسلامى بنيان نهاده شده است و انقلابش مكتبى است، نياز افزونترى به تلاشهاى فرهنگى خواهد داشت.