تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - علماى شيعه و تفسير قرآن
نوشتهاند كه به لحاظ حجم و سبك يا از ديدگاههاى ديگر چند نوع تفسير نگاشتهاند مانند طبرسى كه در كنار تفسير مجمعالبيان، جوامعالجامع را هم تأليف كرد، برخى ديگر در سه سطح، از لحاظ حجم، به نگارش تفسير روى آوردهاند: مختصر، متوسط و مفصل.[١]
در هر حال به موازات رشد و گسترش دانش فقه و اصول در ميان شيعيان، علم تفسير هم مورد توجه قرار گرفت و آثارى در اين عرصه، عرضه گرديد كه مايه مباهات شيعه است.
انزواى علوم قرآنى
ولى متأسفانه در اعصار اخير به دلايل مختلفى اين بالندگى متوقف گرديد بلكه مىتوان گفت سير نزولى يافت كه بررسى علل اين روند در اين فرصت نمىگنجد امّا لااقل در قرن معاصر مىتوان گفت عوامل متعددى باعث تضعيف علماى شيعه شده است. سياست راهبردى دشمنان اسلام و تشيع و كارگزاران داخلى آنان اين بود كه قشر روحانيت را در تنگنا قرار دهند و حوزههاى علميه را تضعيف كنند و به سوى زوال و اضمحلالْ سوق دهند و لذا علما بر حسب نيازهاى اجتماعى و فرهنگى ناگزير مىگرديدند افكار و تلاشهاى علمى خود را بر مسايل فقهى كه مورد حاجت مردم بود متمركز كنند.
[١] فيض كاشانى متوفى به سال ١٠٩١ ه.ق نخست تفسير صافى را نگاشت كه آن را تلخيص كرد و «الاصفى» ناميد و سپس برگزيده مطالب تفسير الاصفى را در كتابى تحت عنوان «مصفى» نگاشت.