تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١ - خلق و خوى
به خاطر دارم كه روشندلى در محضرشان با چشمانى اشكبار آهسته مىگفت:
«در شگفتم كه چگونه زمين سنگينى چنين مردانى را تحمل مىكند.»
در طول سى سال كه افتخار درك محضر آن بزرگوار را داشتم هرگز كلمه «من» از ايشان نشنيدم در عوض عبارت «نمىدانم!» را بارها در پاسخ به سؤالات از وى شنيدهام. همان عبارتى كه افراد كممايه از گفتن آن عار دارند ولى اين درياى پرتلاطم علم و حكمت از فرط تواضع بر زبان جارى مىساخت و جالب اينكه، به دنبال آن پاسخ پرسش را به صورت احتمال و يا عبارت «به نظر مىرسد» بيان مىكرد. از جمله خصال بارز اين بزرگمرد روحانى اشتياق و خضوع زايدالوصفى بود كه نسبت به خاندان رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) از خود بروز مىداد و تلاشهاى شبانهروزى علمى، او را از توسّل و عرض ادب به پيشگاه مقام رسالت و ولايت بازنمىداشت و موفقيت خويش را مرهون همين توسّلها مىدانست و آنچنان به بيانات عترت نبى اكرم(عليهم السلام) احترام مىگذاشت كه حتى در برابر روايات مرسل و داراى سند ضعيف هم به احتمال اينكه از بيت عصمت صادر شده باشد، رفتار احترامآميزى داشت و برعكس كوچكترين و كمترين سوء ادب و كژانديشى را نسبت به اين دودمان پاك و مكتب پرافتخار تشيع، قابل اغماض نمىدانست.
آخر مگر محبت به اين خاندان اجر رسالت و راه خدا نيست.[١] و مگر ايشان همان كسانى نمىباشند كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آنان را همرديف قرآن
[١] اشاره دارد به آيه: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى (شورى(٤٢)، ٢٣).