تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٩ - ضرورت تحوّل در تلاش هاى فلسفى
كمك گرفتن از ادبيات هر كشورى سعى مىنمودند كه مطالبشان را با بهترين قلم و آرايشهاى ذوقى و ادبى بنويسند. نيز نكاتى را كه مىخواستند منتشر كنند، از جاذبههاى هنرى و ذوقى برخوردار باشد و مردم به دليل عبارات جذّاب و فنون هنرى، جذب اين مطالب مىشدند. اين شيوه يكى از سياستهاى مهم نظريهپردازان كمونيست بود كه در هر كشورى نفوذ مىكردند، بهترين نويسندگان و هنرمندان آن سرزمين را جذب مىنمودند و آنها را در عرصههاى فكرى، فرهنگى و ادبى به كار مىگرفتند تا انديشههاى بيمار خويش را با پيرايههاى ادبى و هنرى در سطح وسيعى در جامعه گسترش دهند. پس براى اينكه با اين برنامه مقابله شده باشد، لازم بود تلاش شود، فلسفه اسلامى علاوه بر اينكه جنبه تطبيقى پيدا مىكند در سطح جامعه شكل عمومى و فراگير به خود گيرد و اقشار وسيعى از مردم با اين مطالب آشنا شوند.
آموختن فلسفه به شيوه سنتى براى دانشجويان فلسفه كه مدت زيادى از وقتشان را صرف آموختن اين دانش مىكردند، كار دشوارى بود. معروف است كه فهم مباحث حكمت آسان نيست و افراد ويژه و ممتازى مىتوانند آن را درك كنند؛ ولى به هر حال چارهاى نبود جز اينكه فلسفه گسترش يابد و اقدامى اساسى در اين زمينه صورت گيرد و سعى شود مسايل فلسفى از چارچوب مدارس و محافل فلسفى خارج شود و در اختيار فرهنگيان، روشنفكران، تحصيل كردهها و ساير علاقهمندان قرار گيرد تا بتواند از اين رهگذر با فلسفههاى ديگر به مقابله برخيزد و بدانند كه حناى آن فلسفهها در مقابل حكمت اسلامى رنگى ندارد. بر اين اساس