جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨ - حُجره فاطمه، پرورشگاه زبدگان اولاد آدم
موجودى از جمال دلرباى خدايى بيشتر باشد، مشاهده آن وجود و متعلقات آن، حيرتافزاتر و لذتبخشتر خواهد بود.[١]
نظاره اوج مقامات معنوى فاطمه زهرا(عليها السلام) ديگر جاى هيچ شك و ترديدى باقى نميگذارد كه در سير و سلوك به سوى حق، محدوديت جنسى وجود ندارد. زن و مرد، از جهت ارزش ذاتى و حقيقت انسانى، در پيشگاه الهى يكسانند و در سير بندگى و امكان رسيدن به مقامات عالى معنوى هيچ مزيت و رجحانى بر يكديگر ندارند: مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِنْ ذَكَر أَوْ اُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنَحْيِيَنَّهُ حَيوةً طَيِّبَةً... ؛[٢] هر كس كار شايستهاي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك و پسنديده زنده ميداريم... .
چنين آياتى از قرآن كريم، خود گواه اين حقيقت است كه مرد و زن، به طور يكسان از جوهر انسانيت برخوردارند و در تقرب به حق هيچ تفاوتى ميان ايشان نيست؛ اما در هر يك از مرد و زن توانايى و استعداد ويژهاي در به ظهور رسانى صفات الهى نهاده شده است. طبق آفرينش الهى، مردان در به ظهور رسانى صفات جلال و زنان در به ظهور رساندن صفات جمال آمادگى و توانايى بيشترى يافتهاند. در روح لطيف زن استعداد ويژهاي براى تجلى و ظهور يك دسته خاص از صفات الهى، قرار داده شده است؛ صفاتى نظير رحمت، محبت، عطوفت، رأفت، گذشت، كرامت، حكمت، درايت، ظرافت، لطافت و... . زن، هنگامى در پرواز به سوى جمال و كمال مطلق اوج ميگيرد كه اين استعداد خدادادى را در وجود خويش بشناسد، بيابد و به شكوفايى رساند.
همواره در طول تاريخ زنانى بودهاند كه با استفاده كامل از اين استعداد، با سرعتى چشمگير به فتح قلههاي معرفت و عبوديت نايل آمدهاند. زنانى بودهاند كه نهتنها خود به اوج عرفان رسيدهاند، عارفان بزرگى را پروراندهاند؛ براى نمونه، جناب محيالدين بن عربى كه از چهرههاي برجسته و درخشان[٣] عرفان اسلامى است، دستپرورده دو بانوى
[١] با الهام از خودشناسى براى خودسازى، آيتالله مصباح يزدي: ص ٣١. [٢] نحل (١٦): ٩٧. [٣] حضرت امام(رحمهالله) در نامه تاريخى خود به گورباچف محيالدين بن عربى را «چهره درخشان عرفان اسلامى» ميخواند.