جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - فضيلت بي نهايت فاطمه
١. راجع به حضرت صدّيقه(عليها السلام)، خودم را از هر ذكرى قاصر مىدانم. فقط به يك روايت كه در كافى شريف و با سند معتبر نقل شده است، اكتفا ميکنم. حضرت صادق(عليها السلام) ميفرمايد:
فاطمه(عليها السلام) بعد از پدرش، ٧٥ روز در اين دنيا بودند و حزن و شدت بر ايشان غلبه داشت. جبرئيل امين ميآمد و به ايشان تعزيت عرض ميکرد و مسايلى از آينده نقل ميفرمود. ظاهر روايت، اين است كه در اين ٧٥ روز مراودهاى بوده است؛ يعنى رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است.
گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياى عظام درباره كسى اين طور وارد شده باشد كه در ظرف ٧٥ روز جبرئيل امين، چنين رفت و آمدى داشته باشد. جبراييل، مسايل واقع در آتيه و آنچه را كه به ذريه فاطمه(عليها السلام) ميرسيده است، ذكر ميکرده و حضرت امير هم آنها را مينوشته است. حضرت امير، همانطورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده استـ و البته آن وحى به معناى آوردن احكام، با رفتن رسول خدا، تمام شد ـ كاتب وحى حضرت صدّيقه در اين ٧٥ روز نيز بوده است.
مسأله فرود آمدن جبرئيل، يك مسأله ساده نيست؛ خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى امكان دارد بيايد. يك تناسب كامل بين روح آن كسى كه جبرئيل بر او وارد ميشود و مقام جبرئيل، كه روح اعظم است، لازم است. چه ما همچون اهل نظر قايل شويم كه قضيه تنزّل جبرئيل، به واسطه روح خود ولى يا پيغمبر است كه روح ولى، جبرئيل را تنزيل ميدهد و تا مرتبه پايين وارد ميکند يا همچون بعض اهل ظاهر، بگوييم حقتعالى او را مأمور ميکند كه برو و اين مسايل را بگو، تا تناسبى بين روح اين كسى كه جبرئيل به نزد او ميآيد و بين جبرئيل كه روح اعظم است، نباشد اين معنا امكان ندارد. اين تناسب، تنها بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياى درجه اول بوده است؛ مثل رسول خدا، موسى، عيسى، ابراهيم و امثال اينها. اين تناسب براى همه كس نبوده است و بعد از اين هم، براى كس ديگرى واقع نشده است، حتى درباره ائمه هم من نديدهام كه چنين امرى