جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢ - مقدمه
فاطمه زهرا(عليها السلام) زنى است كه افتخار خاندان وحى بوده، چون خورشيدى بر تارك اسلام عزيز ميدرخشد؛ زنى كه فضايل او همطراز فضايل بىنهايت پيامبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بوده است.
هر كسى با هر بينشى درباره او گفتارى دارد، اما احدى از عهده ستايش او برنيامده است؛ چرا كه احاديث رسيده از خاندان وحى به اندازه فهم مستمعان بوده است كه دريا را در كوزهاى نتوان گنجاند، و ديگران هر چه گفتهاند به مقدار فهم خود بوده است؛ نه به اندازه مرتبت او.[١]
و چگونه درك و توصيف عظمت فاطمه براى احدى ممكن و ميسور باشد، در حالى كه او به اوج مقام فناى فىاللّه رسيده، محو در اسما و صفات الهى گرديده و مظهر تام جمال و جلال خداوندى گشته است:
كيست زهرا؟ مظهر كلّ الجمال *** كيست زهرا؟ مظهر كلّ الجلال
كيست زهرا؟ عاشق ذات خدا *** مظهر اسماء و اوصاف خدا.[٢]
از اينروى پىبرى به كُنه ذات فاطمه لاهوتى، به همان اندازه بعيد و دستنايافتنى است كه آگاهى از ذات ربوبى. و همين است رمز اين فرموده امام صادق(عليه السلام) كه درك كنهِ صفات پيامبر، امامان و مؤمنان حقيقى را، همطراز درك كنهِ صفات خداوند، ناممكن و دستنايافتنى معرفى ميفرمايند:
خلايق از پىبرى به كنهِ صفت خداوند ناتوانند و همانسان كه ياراى رسيدن به گوهر صفت خدا را ندارند، از دريافت ژرفاى صفت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز عاجزند و همچنان كه از پىبرى به كنهِ صفت پيامبر عاجزند، از درك ژرفاى صفت امام نيز بىبهرهاند و همانگونه كه امام را چنانكه بايد نميتوانند شناخت، از شناخت حقيقت مؤمن نيز چنانكه بايد، ناتوانند.[٣]
١. ويراسته قسمتى از پيام حضرت امام(رحمه الله) در تاريخ ١٥/٢/١٣٥٩. صحيفه نور: ج ١٢، ص ٧٢.
٢. محمدرضا ربانى، آيينه ايزدنُما: ص ١٩١.
٣. الامام صادق(عليه السلام): لايَقْدِرُ الخلايقُ على كُنْهِ صِفَةِ اللّهِ عزّوجلّ، فَكَما لا يَقْدِرُ على كُنْه صِفَة اللّهِ عَزَّوَجَلَّ فَكَذلِكَ لايَقْدِرُ على كنه ِ صفَةِ رَسُولِ اللّهِ وَ كَما لا يَقْدِرُ عَلى كُنه صِفَةِ الرَّسُول فَكَذلِكَ لا يَقْدِرُ عَلى كُنْهِ صِفَةِالاِمامِ و كَما لا يَقْدِرُ على كُنْهِ صِفَةِ الامامِ كَذلِكَ لايَقْدِرُ على كُنْه ِ صِفَةِ الْمُؤْمِنِ.