جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٠ - زهرا در سجاده بندگى
همتايش،[١] على(عليهالسلام) ميپردازد. آرى، اوج عبادت آن حضرت، در آخرين آيات سوره آل عمران، از كلام خداوند رحمان، جلوه نُموده است: اَلَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا و قُعُودًا وَ عَلَى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّموَاتِ وَ الْأَرْضِ...؛[٢] آنان كه خداى را [در همه حال؛] ايستاده، نشسته و خفته بر پهلوهاشان ياد ميکنند و در آفرينش آسمانها و زمين ميانديشند... .[٣]
عبادت فاطمه(عليها السلام) از لحاظ كميت، تا بدان حد گسترده است كه در لحظه لحظه زندگى او حضور و ظهور دارد؛ رفتار او، گفتار او، نگاه او، تلاش او، نفس كشيدن او و هر لحظه شب و روز او عبادت بود.[٤] او هر شب بعد از خوابانيدن بچهها و فراغت از ديگر وظايف خانهداري، بر سجاده عبادت به نماز ميايستاد؛ تا جايى كه پاهاى مباركش كبود و متورّم ميشد.
شب ازدواج آن عابده بيهمتا، چنين گزارش شده است:
على(عليهالسلام) در آن شب همسرش را نگران و گريان ديد. علت را پرسيد. فاطمه فرمود: حال خود را در پايان عمر و عالم قبر به ياد آوردم؛ چرا كه انتقال از خانه پدرم به منزل خودم،
[١] رسول الله(صلى الله عليه وآله): وَ اللّه ماكَانَ لِفَاطِمَةِ كُفْوٌ غَيرَ عَلىّ. بحارالانوار: ج٤٣، ص ١٠٧، روايت ٢٢. [٢] آل عمران (٣): ١٩١ ـ ١٩٥. [٣] پس از هجرت فرارگونه پيامبر اكرم(ص) از مكه، على(ع) در پى مأموريتى كه از جانب پيامبر دريافت كرده بود، بلافاصله به همراه فاطمه زهرا(عليها السلام) و تنى چند از زنان و ضعيفان، كاروانى ترتيب داد و شتابان به سوى مدينه سرعت گرفت. مشركان مكه كه از كف دادن پيامبر، خشمشان را برانگيخته بود، تصميم گرفتند كه آنان را از ميانه راه بازگردانند و به گروگانشان گيرند؛ اما شجاعت و مردانگى حضرت على(عليهالسلام)، داغ اين آرزو را بر دلهايشان نهاد و عاقبت اين كاروان پس از جنگ و گريزهاى طاقتفرسا، به سلامت بر پيامبر وارد شد. به محض ورود على و فاطمه، پيامبر با سرورى کمنظير به استقبالشان شتافت. على را در آغوش فشرد و فرمود: پيش پاى شما جبرييل بر من نازل شد و مرا از تمام احوال شما در اين سفر باخبر ساخت؛ از عبادتهاي ميان راهتان، از تهجّد شبهايتان، از مناجاتهاي مداومتان، از تفكر پيوستهتان و نيز از جنگ و گريزهايتان تا بدين جا. او اين آيات جانبخش را از جانب خداوند رحمان، به استقبال شما فرود آورده است:آنان كه ياد خدا ميکنند؛ ايستاده، نشسته و بر پهلو و در آفرينش آسمان و زمين انديشه ميکنند [و مىگويند:]خدايا تو اينها را به عبث نيافريدهاي، تو پاك و منزهى؛ ما را از عذاب جهنم نگاه دار... .
عطر روحافزاي وحى، به يكباره تمام خستگى آن جنگ و گريزهاى طاقتفرسا را از تن خسته على و فاطمه سترد؛ چرا كه خداوند متعال با اين آيات بر نماز، تهجد، مناجات، تفكر و ذكر مدام آنان، مهر قبولى نهاده بود. با الهام از كشف الغُمّة فى معرفة الائمة: ص ٥٣٩.
[٤] رسولالله(صلى الله عليه وآله): يَا سَلْمَانُ! إِنَّ فَاطِمَةَ، مَلَأَ اللَّهُ قلبها وَ جوارحها إِيْمَانًا إِلَى مَشَاشِهَا تَفَرَّغَتْ لطاعَةِ اللّه.