حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٦ - خاستگاه رواییِ شرایط راوی در ارزشگذاری رجالیان کهن

راوی اشاره داشته باشد، چه این‌که در توضیح اعراب گفته شده: «هم قرائت صحیح لازم است و هم این‌که راوی باید توانایی تشریح علمی روایت را دارا باشد، چون یکی از معانی اعراب، توضیح و تبیین است.»[١٩٥]

تشیع

شیعه بودن راوی، شاید در نقل تمام روایات ضروری نباشد، اما در پاره‌ای از روایاتِ اختصاصی مذهب تشیع، شایسته است که راوی از‌ اندیشۀ حق پیروی کند. وانگهی شناخت تقیه از غیر آن، در صلاحیتِ راوی شیعی است. اهل‌بیت: به دریافت دانشِ شیعه، از دگر‌اندیشانِ غیرامامی حساس بودند. امام هفتم٧ حتی در مکاتباتی که از زندان با یاران خویش داشتند، به این نکته تصریح کرده‌اند:

لا تأخذن معالم دینک عن غیر شیعتنا فإنّک إن تعدیتهم أخذت دینک عن الخائنین الذین خانوا الله‌ و رسوله و خانوا أماناتهم، إنهم اؤتمنوا على کتاب الله‌ جل‌و‌علا فحرفوه و بدلوه، فعلیهم لعنة الله‌ و لعنة رسوله و ملائکته و لعنة آبائی الکرام البررة و لعنتی و لعنة شیعتی إلى یوم القیامة.[١٩٦]

همان حضرت در پاسخ به دو نفر دیگر نیز تصریح می‌کنند که روایات و معالم دین را از کسانی فرا گیرید که در حب اهل‌بیت: و ولایت ایشان پایدارند.[١٩٧] همین حساسیت‌ها سبب شد که بعدها حتی در نقل از منحرفانی چون فطحیه، در میان شیعه تردید شود که آیا می‌توان به روایات آنان عمل کرد یا نه. امام عسکری٧ شیعه را در دریافت روایات آنان مجاز دانسته، ولی پیروی از فتاوا و درایت آنان را جایز ندانستند.[١٩٨] جمع روایات ناهیه و روایاتی نظیر روایات مرتبط با بنوفضال، این است که اگر راویِ غیرامامی، نزد امامیه ثقه باشد و روایتش متعارض با دیگر روایات شیعه نباشد، مسموع خواهد بود.

تردیدی نیست که پیشینیان ما، به بعضی از روایات راویان غیرامامی اعتماد کرده‌اند. حضور ده‌ها راوی عامی، واقفی، فطحی و... در اسناد معتبرترین کتاب‌های


[١٩٥]. شرح الکافی (مازندرانی)، ج٢، ص٢٧٠.

[١٩٦]. اختیار معرفة الرجال، ج١، ص٧، ح٤.

[١٩٧]. همان، ص١٥، ح٧.

[١٩٨]. الغیبة (طوسی)، ص٢٣٩ و ص٣٨٩، ح٣٥٥.