حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٨ - مقایسه و تحلیلِ مواجهۀ رسول اکرم٦ و امیرمؤمنان٧ با منافقان
مداراآمیز رسول اکرم٦ با منافقان از قرار ذیل است:
١. نادیده گرفتن سخنان زشت و تردیدافکن
منافقان بین اصحاب پس از
جنگ احد[٣٣٨]؛
٢. پذیرش
بهانهجوییهای منافقان برای شرکت نکردن در غزوۀ
تبوک و مدارای
با آنها[٣٣٩]؛
٣. مدارای با تحریکات منافقان در اختلاف افکندن بین مهاجرین و انصار پس از جنگ بنیالمصطلق.[٣٤٠]
٢. بیان حقیقت در برابر شایعهپراکنی
شایعه، خبر یا اطلاعات تأییدنشدهای است که مورد توجه گروه یا جمعیت خاصی بوده و برای ایجاد باور نزد دیگران، معمولاً از فردی به فرد دیگر به صورت شفاهی، بدون هیچگونه دلیل و مدرکی انتقال مییابد.[٣٤١]
افزایش دانش عمومی و بصیرت مردم دربارۀ ماهیت اصل شایعه یا شایعهای خاص و آثار مخرب شایعات، میتواند در جلوگیری از تولید و گسترش آن بسیار مؤثر باشد.[٣٤٢] در صدر اسلام نیز که هنوز فرهنگ و عقاید دینی مسلمین کاملاً شکل نگرفته بود، یکی از بهترین ابزارهای دشمنان خارجی و داخلی اسلام، شایعهپراکنی بود؛ لذا یکی از شیوههای رایج منافقان نیز برای ایجاد تردید و تزلزل در باور مسلمانان، شایعهپراکنی بود. البته رسول اکرم٦ با بیان حقایق، از سویی باورهای افراد جامعه را از خطر انحراف مصون میداشت و از سوی دیگر، به افشای نقشۀ شوم منافقان میپرداخت؛ برای نمونه، در شأن نزول آیه ٦٠ سورۀ «احزاب» آمده است:
این آیه دربارۀ قومى از منافقان که در مدینه شایعهپراکنى مىکردند، نازل شده
[٣٣٨]. چنانکه عبدالله بن ابىّ، سردستۀ منافقان مدینه، پس از شکست مسلمانان گفت: «تا کى خود را به کشتن مىدهید؟! اگر محمد٦ پیامبر خدا بود، خداوند یاران او را دچار اسارت و قتل نمىکرد!» بهانۀ وی برای این شیطنت آن بود که رسول خدا٦ به حرف او اعتنا نکرد و گوش به حرف دیگران داد؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج١٩، ص٢٧٨.
[٣٣٩]. تفسیر روان جاوید، ج٢، ص٥٨٥.
[٣٤٠]. البرهان فی تفسیر القرآن، ج٥، ص٣٨٦.
[٣٤١]. روانشناسی شایعه و روشهای مقابله، ص٧.
[٣٤٢]. همان، ص٥١.