معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٢٨ - شفا
فكر را غوطهور ساخته و بجائى نرسيدهاند و اين عمل نقض يقين بشك است و از ائمه هم اخبار بسيار است كه بايد در قسمت دوم فكر ننموده زيرا چنانكه گفته شد نقض يقين بشك خواهد بود و اين عمل عقلا و نقلا جائز نيست اين قبيل اشخاص نه به نبى معتقدند و نه خود راه صحيحى مىپيمايند بدين جهت در درياى تحير هميشه غوطهورند از يكى از ائمه پرسيدند ما الدليل على وجود الصانع جواب گفت وجود الافاعيل و آيه شريفه سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ هم اشاره بتوحيد است و باز و وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ اشاره بهمين موضوع است پس نمىتوان بواسطه عدم احاطه و ادراك بكنه مؤثر و كم و كيف و حيث و اين آن صانع و مؤثر آفاق و انفس را انكار نموده.
لهذا بايد عقول ناقصه كه غير سلسله معصوميناند بدلالت عقول تامه سير كنند تا اينكه گمراه و متحير نشوند (علت اين ادعا فقط استكشاف است و بس فلاسفه و عقلا بعقل كامل خود ايمان دارند اين ايمان صرف ادعا است زيرا اگر كسى عقل كامل دارد در قضايا يك راى كلى داشته و با تجربه روز افزون تغيير فكر نمىدهد در صورتى كه عكس اين مطلب هميشه ثابت است اين سخن نيز سر نبوت و امامت ميباشد) در اينجا براى تكميل گفتار فوق مختصرى بطور فهرست از