معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٥ - بخش اول

چنين ضبط شده است ديگرى شاهد مى‌آورد كه جنگى بر كنجى جسته و سال وفات چنان بر نوشته بود بى‌خبر از آنكه دانستن عقايد شاعر و يا فيلسوفى مطالعه دقيق در آثار اوست و بس آن دور هم چنانكه بعدا ذكر خواهد شد همين جنون در دماغ ايرانيان توليد شده جز بآداب عرب صحبت نكرده و چيزى نمى‌نوشتند) از مطلب دور رفته و كمى به بيراهه افتاديم امراى غزنوى چنانكه گفتيم نه تنها سواد عربى نداشتند بكله باغلب احتمالات فارسى را نيز درست نمى‌فهميدند و صريح كتاب بيهقى است كه امير مسعود از تمام غزنويان بهتر فارسى را مى‌فهميده ديوان غزنويان در عهد صدارت اسفراينى بزبان پارسى بود ولى از موقعى كه صدارت به احمد بن حسن ميمندى رسيد زبان و ديوان رسما عربى شد ولى مكاتبات پارسى نيز بين غزنويان و امراى ما وراء النهر مثل خوارزمشاهيان قديم باقى بود و خود احمد بن حسن ميمندى كه مسبب تغيير زبان و ديوان شده باصطلاح آن عصر از ادبا و شعراى ذو اللسانين بوده است در قرون اول بعد از اسلام يك عده از زردشتيان متوارى مقيم كرمان و سيستان و فارس و يك عده از پارسيان مهاجر كتبى بزبان فارسى و بخط پهلوى يا پازند تاليف كرده‌اند و آنها را نيز بنظرى ميتوان جزء آثار منثوره زبان پارسى بعد از اسلام دانست ولى چون نظر ما در اين بحث باثار منثوره‌ايست كه بخط عربى‌