معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٧ - بخش اول

بسيار از اكناف ممالك اسلامى بدربار ايشان مى‌آمدند و عضد الدوله كه مشهورترين ايشان است ممدوح چند نفر از بزرگان عرب مثل متنبى و سلامى و غزى است و وزراء آل بويه مثل ابن العميد و ابن عباد در تشويق ادبيات عرب جد بسيار داشتند:

(پس از شكست ايران در سه جنگ معروف قادسيه و جلولا و نهاوند و استيلاى قطعى عرب بر اين مملكت باستان گذشته از حكومت طولانى اعراب بر ايرانيان بواسطه معاشرت و مخالطت با آن قوم چنانكه گذشت اين عنصر باستان آداب عربى را آموخته و بقدرى در اين قضيه افراط كردند كه كاسه از آش گرم‌تر شدند مثلا صاحب بن عباد با اينكه گاهى از شعر فارسى تشويق مى‌گردد بعلت تعصبى كه بعرب و آداب عربى داشت و از شعوبيه و ايرانيها نفرت مى‌نمود شعر و ادبيات عرب را فوق العاده رواج داده و خود او نيز از لغويين و ادباى معروف اين زبان بوده است و باندازه در لغت عرب و تعصب بان راه اغراق ميرفته كه در موقع تكلم و تحرير نيز از اين صفت خود نمى‌توانسته است جلوگيرى كند و معروف اين است كه وقتى يك نفر از ايرانيها زردشتى بخدمت او براى عرض موضوعى رسيد و مطلب خود را بصاحب فهماند صاحب بن عباد با كلمات مهجور عربى او را جواب گفت ايرانى مزبور متغير شده رو بصاحب كرد و گفت اگر ايرانى هستى بزبان فارسى كه زبان اجداد تست تكلم كن و اگر مسلمانى‌