معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٩ - بخش اول

حكمتى و يا مقيم شدن در دربار و خدمت مشوقين آداب عرب كتب خود را بزبان عربى تاليف كرده‌اند و اين كتب اگر چه از حيث لفظ جزء آثار زبان عربى محسوب ميشود از جنبه معنى چون نتيجه فكر ايرانى است نمى‌توان از آنها صرف نظر كرد بخصوص كه بعضى از اين فضلا يا بعنوان امتحان و يا بدر خواست بعضى از سلاطين كه عربى نمى‌دانسته‌اند بعضى كتب علمى بزبان فارسى نيز نكاشته‌اند مانند همين كتاب و چون در اين مورد دوم بواسطه ندانستن اصطلاحات فارسى و نبودن سر مشق صحيح در اين زبان فوق العاده تاليف كتاب علمى بزبان فارسى براى ايشان مشكل بوده است و غالبا كتب علمى عربى خود را بفارسى ترجمه كرده‌اند و مجبور شده‌اند كه مقدار زيادى اصطلاحات ساختگى از خود جعل كنند و اين اصطلاحات كه در واقع فارسى نيست و عامه نيز از آنها اطلاعاتى ندارند مقبول واقع نشده و گاهى هم اين قبيل كتب علمى فارسى بهمين علت جعلى بودن اصطلاحات براى اهل مطالعه از فهم كتب عربى مشكلتر شده است و براى نمونه بذكر چند مثال اكتفا مى‌كنيم:

الف كتاب و منشيان و مورخين ابو بكر خوارزمى ٣٢٣- ٣٨٣ ابو اسحاق ابراهيم بن هلال صابى ٣١٣- ٣٨٤ قاضى تنوخى ٣٢٩- ٣٨٤