معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٣٥ - نبوت خاصه
كه معسور است على هذا مؤمن تصديقى بوده است تمام رسل را باختلاف زمان و مكان (موسى- عصا- عيسى- زنده كردن- محمد قرآن) پس با بودن مؤمن تصديقى مؤمن تعليلى تحصيل حاصل است و تحصيل حاصل عقلا و نقلا باطل و غلط است سفرا نيز علت احكام خود را بيان ننمودهاند مكر كسى علت را از آنها خواسته و يا براى ترحم امت گفتهاند اينجا مطلبى بخاطر آوردم و آن اينكه بعضىها اگر از علت حكمى پرسند و يا از پيش خود توجيهى كنند سؤالى بيجاست امرى ناگفته نماند كسانى كه مته بخشخاش گذاشته و علت غائى هر حكمى را مىخواهند و پشت سر هر كلمه گفتار چرا را تكرار مىكنند اين قبيل اشخاص اولا بمبدأ معتقد نبوده و ثانيا پس از اعتقاد بمبدأ به نبوت قائل نيستند و الا چنانكه گفته شد در اينجا حرف تمام و مطلب كامل است
- نبوت خاصه-
پس بنا بر اين با ايمان كامل برسول و سفير و قبول مؤمن تصديقى خواستن علت تحصيل حاصل است و چنانكه گذشت عقلا غلط مىباشد امرى كه بايد گفته شود اينكه معيار مؤمنات تصديقيه عامه است در اثبات رسالت رسل (مانند موسى و عصا- عيسى و شفا- محمد