معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٤ - بخش اول

آشنا برموز ادبيات عرب بودند بود مخصوصا در ايام امارت امير ابو جعفر احمد بن محمد ٣١١- ٣٥٢- و پسرش خلف بن احمد دواوين رسمى حكومت سيستان كه در عصر يعقوب و عمر و بفارسى درى بود بعربى مبدل گرديد و چند نفر از بزرگان شعرا و مترسلين زبان عربى مثل بديع الزمان همدانى و ابو الفتح بستى در دربار ايشان وظايفى داشتند و مدح اين پدر و پسر را مى‌گفتند و خلف نيز كه خود مردى فاضل بود بنوشتن تفسير بزرگى بقرآن بتوسط فضلاء عصر خود اقدام نمود (از زمان پيش تا كنون سليقه خاصى اهالى اين مرز و بوم داشته و دوستدارانى هم براى هر دسته پيدا ميشدند مثلا گاه شاعر دوست زمانى صوفى پرست هنگامى طرفدار نثر و ايامى لغز جو بودند سبك نثرى و نظمى دواوين و تواريخ گواه بزرك اين مدعى است مثلا حاليه بعضى از جوانان را جنون تحقيق سنه سال تولد و وفات در سر افتاده است از اين رو اگر زندگى شاعر يا سالك و يا صوفى مطرح مجلسى گردد و يا در اطراف آن سطورى نكاشته شود ديوان شاعر و آثار عالم بر كنار مانده دعوا بر سر اسم و لقب و اسم پدر و سال تولد و وفات بدرازا كشيده كار زار و شخص مستاصل آخر الامر هم مطلب بانجام نرسيده و حرف حسابى هم از آن ميان شنيده نمى‌شود.

يكى ادعا دارد كه نسخه خطى در گوشه ديده و سال تولد