معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ١٣ - زبان پهلوى و درى
و او چنانكه تاريخ گزيده مىگويند (مناشير و احكام را از زبان درى بعربى نقل كرد) در موقعى كه بازار ادبيات زبان فارسى درى در مشرق و شمال شرقى حتى تا حدود گرگان و رى رونقى داشت ايران جنوبى و غربى بمناسبت استيلاى عرب و نداشتن استقلال سياسى مشوقين و مربيانى پيدا نكرد كه لااقل يكى از لهجههاى معمول در اين حدود را صورت رسميت بدهد و ادبياتى براى آن فراهم كند بهمين جهت ادبيات زبان درى كه از خراسان شروع شده بود و شعراى بزرگى مثل شهيد و رودكى و بعدها گويندهگانى نظير دقيقى و كسالى و فردوسى بان منظومههاى زياد ساخته بودند در ساير قسمتهاى ايران هم رواج يافت و كسانى كه در اين قسمتها بعدها خواستند شعر بگويند يا نثر بنويسند همان لغت و ادبيات درى را سر مشق خود قرار دادند و بواسطه انتشار و قبول عامه و قوتى كه آن زبان در نتيجه ظهور شعراى بزرك يافته بود نتوانستند لهجههاى ولايتى خود يعنى لغات فارسى مخصوص ايران شمالى و غربى را زنده و قوى نگاهدارند و در مقابل ادبيات درى ادبيات ديگرى را علم كنند مردم ايران شمالى و غربى (سواحل بحر خزر و آذربايجان و زنجان و همدان و اصفهان و لرستان) لهجههاى مخصوصى داشتهاند كه بمناسبت مختلف بودن با لغت درى بعدها تمام آنها