فرهنگ نامه آرزو - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩
١٨.عارضة الأحوذى ـ به نقل از ربيع بن خُثَيم ، از عبد اللّه (لفظ از: پيامبر صلى الله عليه و آله مربّعى رسم كرد و در وسط آن ، خطّى كشيد و در چهار طرف آن خط ، خطوط كوچكى رسم كرد و آن گاه فرمود: «اين ، انسان است و اين هم اجل اوست كه او را در ميان گرفته است و اين خطّى كه بيرون قرار دارد ، آرزوى اوست و اين خطوط كوچك ، بلايا و حوادث اند. اگر اين يكى [خط ]به او نخورَد ، اين ديگرى او را مى گزد...» . ابن عربى مى گويد: بخارى، اين حديث را به درستى نياورده؛ چرا كه سه معنا برشمرده است: يكى ، مربّع ؛ دوم، خطّى كه در ميان آن است ؛ و سوم ، خطوط كوچك. ابن عربى ، سپس مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله براى هر موردى مثالش را آورده و فرموده است: «اين ، انسان است ، يك؛ اين ، اجل اوست كه او را در ميان گرفته است ، دو؛ اين خطّى كه بيرون از مربّع است ، سه؛ و اين خطوط كوچك ، بلايا و حوادث اند ، چهار» . صورت درست اين حديث ، آن است كه ديگرانى غير از بخارى روايت كرده اند عبداللّه گفته است: پيامبر خدا ، براى ما چارگوشى رسم كرد و در وسط چار گوش، خطّى كشيد و در كناره هاى خطّ ميان چارگوش ، خطوطى رسم كرد و بيرونِ چار گوش نيز يك خط كشيد . سپس فرمود: «مى دانيد اين چيست؟» . گفتند : خدا و پيامبر او داناترند . فرمود: «اين خطِّ ميانى ، انسان است ؛ خطوطى كه در اطراف آن هستند ، بلايا و حوادث اند و اين بلايا و حوادث ، از هر سو او را مى گَزَند . اگر اين يكى به هدف نخورد ، آن يكى به او مى خورد . چارگوش ، اجل است كه اورا در ميان گرفته، و خطّ بيرونى و فاصله دار ، آرزوست. تصوير آن ، چنين است» :
-