آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢
اينكه فرهنگ حسى غرب در حال زوال و مرگ است و نظامجامع پايان تاريخ يك نظام مذهبى است با سوروكين موافقيم؛ اما اين نظام جامع همان اسلام است كه به سه نوع شناخت متكى است و كانون فرهنگ جديد نيز دنياى اسلام به ويژه مكه، مدينه، عراق و ايران خواهد بود.
ج: تئوريهاى ستيز
اين دسته از تئوريها، چنان كه قبلًا نيز اشاره شد، جهان را صحنه درگيرى نيروهاى متضاد مىدانند. آينده جهان در اين ديدگاه، نتيجه تحولاتى است كه بر اثر اقدامات تخاصمآميز طبقات اجتماعى به وجود مىآيد.
نظريههاى نزاعى عمدتاً تحت تأثير فلسفه جورج هگل، فيلسوف آلمانى است. بر اين اساس در اين فصل ابتدا نظريه او، سپس تئورى فوكوياما و ماركس را ذكر خواهيم كرد.
هگل (١٧٧٠- ١٨٣١ م)
جورج هگل) GeorgW, F. Hegel (فيلسوف سرشناس آلمانى، تفسيرى غير مادى از تاريخ ارائه مىكند. فلسفه هگل بر پايه ديالكتيك (يك پروسه پويا) بنا شده است.
ديالكتيك او از سه مرحله تشكيل مىشود:
١- تز) Thesis (يا عقيده اصلى (اوليّه: Original)؛
٢- آنتى تز) Antithesis (يا عقيده مخالف يا متضاد؛
٣- سنتز) Synthesis (يا نتيجه نزاع و تبديل شدن به يك واحد. «١».
جهان صحنه نبرد تز و آنتى تز و در نتيجه نزاع، سنتز كه خود به منزله تز جديدى است به وجود مىآيد و اين حركت همچنان استمرار داشته تا اينكه در دولت ليبرال با توجه به حل نزاع، پايان مىپذيرد.
براى هگل، انقلابهاى فرانسه و تا حدودى آمريكا، پايان تاريخ محسوب مىشد. امّا،،