معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٩ - (فصل) (در پيدا كردن حال نبوّت و رسالت)

ميشود و اثر قول پيدا مى‌آيد و چون اين دانسته شود همچنانكه حس روى در عقل دارد و منتظر ايستاده است تا چه بدان رساند و بيان كند كه مدد جسم خود مى‌بايد ساخت تا نظام محسوسات بر جاى بماند آن عقل نيز روى در عالم خود دارد منتظر فيض مهتران خود تا چه بدان رسانند كه از آن واسطه‌ها مصلحت ظاهر و باطن راست دارد و آن انتظار عقل را كه اثر فيض علمست همت خوانند و آن طلب را اراده گويند كه بروى اضطرار و جبر روا نيست قدرشناس علوم اوست و ديده بصيرت او گشاده است باختيار مدام ميطلبد و آن مداومت را شوق گويند و آنچه بر بصيرت او گشاده است در بصر حس پوشيده است آن پوشيده را غيب گويند پس اين عقل هميشه ديده علم از حدقه بصيرت برگشاده است تربيت و مدد از منهيان علوى طلبد و بيشتر آدميان را كمال در آن ادراك باز يابند و از منهى هشتم درنگذرد هميشه از عقل فعال مدد ميستاند تا در تربيت اول افتد طهارت و لطافت بوى پيوندد تا در تربيت دوم افتد رفيق خاطر شود و وى را انواع علوم ميسر گردد كه تعلق بعلم و نوع آن دارد تا در تربيت سوم افتد طرب و نشاط دوست دارد تا در تربيت چهارم افتد مميز شود بانواع بزرگى و كرم و شرف تا در تربيت پنجم افتد قوتهاى حيوانى حجاب او گردند تا در تربيت ششم افتد زهد و علم و ورع و نيكو عهدى او را مسلم گردد تا در تربيت هفتم افتد درست عزم و ثابت راى‌