معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ١ - متن كتاب

[متن كتاب‌]

بسم اللّه الرحمن الرحيم و به ثقتى و رجائى سپاس خداوند آسمان و زمين و ستايش دهنده جان و دين را و درود بر پيغمبر او محمد صلعم: اما بعد بهر وقتى دوستى از دوستان ما در معراج سؤالها ميكرد و شرح آن بطريق معقول ميخواست و بحكم خطر محترز ميبودم تا چون در اين وقت كه بخدمت مجلس عالى علائى رسيدم اين معنى را بر رأى عالى او عرضه كردم موافق افتاد اجازت داد در آن خوض كردن و بارادت خود مدد كرد تا بند كاهلى گشاده شد و جد و جهد من در آن ظاهر توانست گرديد كه اگر چه بسيار معانى لطيف و رموز در خاطر آيد چون قابلى فاضل و عاقلى كامل نباشد ظاهر نتوان كرد كه چون افشاء اسرار با بيگانه گوئى غمز باشد و آنكه گوينده مجرم گردد و گفته‌اند الاسرار صونوها عن الاشرار اما چون با اهل گوئى رسانيدن حق بود بمستحق و چنانكه وضع اسرار بنزديك جاهل خطا است منع معانى از عاقل ناستوده است و در اين عهد ما هيچ خاطر ياد ندارد كه بزرگى ديده است كاملتر از مجلس عالى كه بحقيقت معلوم است كه فلك هيچ بزرگوار را بصحراى ظهور و وجود نياورده است بزرگوارتر و كريمتر و عاقلتر و خردمندتر از ذات شريف علاء الدوله و چون مجموع مجمع همه محامد و معالى و بزرگيها اوست هر كجا كه در خاطرى معنى پيدا شود قوت عقلى جهد ميكند تا