معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٢ - متن كتاب
مگر آن معنى را بسمع عزيز آن بزرك رساند تا آن جزو در سايه آن گل مشرف شود چه همه معانى در خاطرها بدو مايل است گوئى كه عقل پاك او مركز همه عقلهاى بزرگان گشته است زيرا همه چيزها بمركز خود گراينده باشد و هر سخن كه كسى بگويد اگر چه شريف باشد اما تا قبول مجلس عالى بدان نه پيوندد هيچ لطافت و ذوق نكيرد زيرا كه قبول او سخنها را روحست و قالب بىروح قدرى نكيرد و نه هر كه سخنى گويد قبول آن مجلس باشد بلكه سخن بايد كه از خلل و عيب پاك باشد لفظا و معنا تا سمع او در پذيرد براى آنكه سمع او سدره منتهاست و هيچ كثيف آنجا نتواند رسيد لفظى روحانى بايد تا بسدره راه يابد اما هر كسى تحفه مىبرد تا كدام مقبول گردد ما نيز بدليرى و حسن الظن آن بزرك اين حرفها وسيلت ساختيم و بدان مجلس خوض كرديم در رمزهاى قصه معراج بدين مقدار كه عقل مدد كرد و اعتماد بر كرم بزرگوار است كه آنچه عيب بيند باشد بچشم عفو نكرد تا نيكو نمايد و مدد بخواستيم از ايزد بخشاينده و با اللّه التوفيق