معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٥ - (فصل) (در پيدا كردن حال نبوّت و رسالت)
و قوت حيوانى نيز بدادند تا بقوت غضبى هر چه ناموافق طبع آيد دور كند و بقوة شهوانى هر چه ملايم طبع بود بدو نزديك ميكرداند و قوتهاى حواسى را بپرستارى نفس ناطقه بداشتهاند تا هر چه از محسوسات بديشان رسد بگيرند و بحس مشترك رسانند كه صورتپذير همه چيزهاست پس آنچه مخيله را شايد بدو دهد و آنچه وهم را شايد بدو دهد و هر چه عقل را شايد بمدد فكرت و تميز از همه چيزها جدا كند و در خزانه حافظه مدخر نمايد تا چون عقل را بكار آيد بقوت ذكر بازگردد تا ذاكره از حافظه بدو رساند آنچه مطلوب اوست و چون اين معنى معلوم شد كه اين سه روح در آدمى نهادهاند تفاوت آدميان از تفاوت قوت و غلبه آن روحها بديد آمد آن را كه طبيعى غالب شود هر چه تعلق بلقمه و حرص و خورش دارد كار وى باشد و آن را كه حيوانى قوى باشد بر شهوت و غضب و اوصاف ذميمه حريص باشد و آن را كه نفسانى غالب آيد طبيعى و حيوانى را مسخر خود گرداند و هر چه بعلم و خرد و ذكر و تميز تعلق دارد از وى ظاهر شود پس حيوانى را چندان متابعت كند كه اسم مرده نفسى و بىحميتى بر وى نهند و طبيعى را چندان كار فرمايد كه مركب را بدان حاجت افتد و چون كسى را روح ناطقه غالب و قوى افتد طبيعى و حيوانى مغلوب و مقهور وى گردند زيرا كه عقل آدمى را از افراط و تفريط باز دارد و