معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ١٠ - (فصل) (در پيدا كردن حال نبوّت و رسالت)
گردد بهر نوع كه ميل كند تمام بود و هر چه خواهد تواند كردن اگر كسى را كمال يارى كند در همه تربيتها روزگار گذارد و از همه علويان مدد يابد از همه بگذرد بمنهى اول پيوندد كه آن عقل كل است و در يابد كه تا آدمى اين مقدمات در نيابد نه در جهت علو بود و محسوس چون بمعقول رسد آنچه بود متلاشى شود آن عقل بدو نظر كند تا مهذب و مؤدب و لطيف و زيبا و شجاع و تمام عقل گردد و عقل ما او را بمنزلت نفس ما گردد چنانكه نفس از عقل معنى مىربايد عالم بود عقل او از عقل اول مىربايد نبى بود و ليكن اين حالت مختلف بود يا در خواب بود كه در بيدارى مشغله حواس و كثرت اشغال مانع آيد يا در بيدارى بود كه در وقت خواب قوت خيال غالب شود يا در هر دو حالت راست و درست آيد و حركت و سكون اين كس شرع پاك بود هرگز نسخ و مسخ نپذيرد از اشغال دنيائى و دينى و حطام دنيائى پاك شود باختصاص بامور واجب الوجود شود عقل اول روح او را از خود غذا دهد آن غذا دادن را تقديس گويند كه وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ پس خود را بوى نمايد تا بيمن او معلومات را در ربايد كه چون بر گل وقوف افتاد علم با جزاء متضمن شود اين كس را روزگار مهلت ببايد چنانكه گفت وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً و چون روح القدس كه برتر از ارواحست و جبريل امين است و بريد وحى است نظر خود پيوسته گرداند بدان كس حركت و سكون او را رنگ الهيت