معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ١١ - (فصل) (در پيدا كردن حال نبوّت و رسالت)
دهد چنانكه قرآن مىگويد صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً و آنچه از روح القدس بعقل پيوندد نبوّتست و آنچه از آن عقل بظاهر رسد رسالت بود و آنچه نبى گويد دعوتست و آنچه از دعوت او پيدا گردد شريعت است و قانون شريعت ملت است و قبول اين جمله ايمان است و نام آن دريافت وحى است چون بآدمى پيوست و روح القدس راه او بخود گشاده گرداند و در آن نهاد متصرف شود پاك و عالى همت و كم طمع و بىحقد و بىحسدش گرداند هر چه كند از قوت قدسى كند چنانكه در خبر است كه «اسئلك ايمانا تباشر به قلبى» بدين دلائل واضح شد كه روح القدس شريفتر از ارواحست و همه ارواح تبع عقل اول و ايمان آن قوت نبى است كه گشنده فيض قدسى است و آن قوه ثمره و مجاورت عقل كل است كه نبى خبر داده «الايمان يمان و الحكمة يمانيه» و بمدد آن قوت باز با روح قدسى كشيد كه گفت «انى لاجد نفس الرحمن من قبل اليمن» در روح القدس قوتى است الهى نه جسم است و نه جوهر و نه عرضى امر ايزدى است أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ ارادت امر است نه قول و عبارت و كسانى كه روا دارند كه روح القدس را اثر امر خوانند از آنست كه حقيقت امر را ندانستهاند و الا هيچ شرف بيش از اين نيست روح را كه بامر حق مضافست چنانكه گفت قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي پس امر مطلق جز اين نيست