زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٨ - فضايل و كرامات

آن را بگير». [١]

از اين روايت چنين به نظر مى‌رسد كه عمل آن‌حضرت در بر خورد با ياران و دوستان مشروط به پاى بندى آنها به واجبات دينى بوده است.

ابو محمّد طبرى، در همين باره ماجراى انگشترى را كه به لطف امام بدو رسيده بود نقل كرده و گفته است:

«آرزو مى‌كردم كه اى كاش انگشترى از جانب آن‌حضرت به دستم مى‌رسيد. ناگاه نصير خدمتكار دو درهم برايم آورد و من يك انگشترى درست كردم. نزد قومى رفتم كه در حال باده گسارى بودند آنان دامنگير من شدند تا آنجا كه يكى دو پياله شراب نوشيدم. انگشترى چنان در انگشتم تنگ بود كه نمى‌توانستم آن را به هنگام گرفتن وضو بگردانم. پس شب به سر رسيد و صبح شد در حالى كه من انگشترى را گم كرده بودم. از اين رو به درگاه خدا توبه آوردم». [٢]

گرايش و بستگى انسان به اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله اگر خالص و بى شايبه و تنها به خاطر خدا باشد، وسيله‌اى خواهد شد براى هدايت و سعادت فرد. ماجراى زير مى‌تواند حاكى از عمق راستى اين حقيقت باشد:

جماعتى‌از اهل‌اصفهان روايت كرده‌اند كه مردى در اين‌شهر بود عبدالرحمن نام، او شيعه مذهب بود. از او پرسيدند: چرا مذهب شيعه را برگزيدى، و قايل به امامت امام على النقى شدى؟ پاسخ داد: به خاطر


[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٢٩.

[٢] - همان مأخذ، ص ١٥٥.