زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤ - فضايل و كرامات

كوشيد او را از اشتباه بيرون آورد. لذا به وى فرمود:

«امّا آنچه در سينه تو خَلَجان كرد، پس اگر «عالم» بخواهد تو را از آن آگاه مى‌سازد. خداوند بر غيب خويش كسى را مطلع نكرد مگر رسولى كه او را پسنديد. پس هر آنچه نزد رسول است، پيش «عالم» هم موجود است و هر آنچه رسول بر آن آگاه شد، جانشينان او هم بر آن آگاهند تا مبادا زمين از حجّتى كه با او علمى باشد كه به راستى گفتارش و جواز عدالتش دلالت مى‌كند، خالى نماند.

اى فتح! بعيد نيست كه شيطان خواسته باشد براى تو شبهه‌اى ايجاد كند و در برخى از آنچه كه من با تو گفتم و تو را از آن آگاه ساختم، گمان و ترديد پديد آرد تا تو را از راه خدا و صراط مستقيم او به در برد.

آنگاه تو خواهى گفت: «حال كه اينان چنينند، پس خدا يگانند». پناه بر خدا! اينان (ائمه) مخلوق و پرورش يافتگان آلهى‌اند، مطيع خدايند و در پيشگاه او خوارند و بدو متمايل. پس چنانچه شيطان از ناحيه آنچه به تو باز گفتم، بر تو وارد شد او را با سخنى كه با تو در ميان نهادم، سركوب كن.

فتح گويد: به آن‌حضرت گفتم: فدايت شوم! مشكل مرا، حَل كردى و شبهه شيطان ملعون را با اين توضيح بر طرف ساختى. در ذهن من آن بود كه شما خدا يگانيد.

فتح گويد: در اين هنگام امام هادى عليه السلام به سجده افتاد و در سجودش مى‌فرمود: «اى آفريدگارم! من براى تو خوار و فرو تنم».