زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٠ - زندگى امام هادى عليه السلام
شده است. بر او سلام گفتم و او پاسخم داد. سپس مرا به نشستن فرمان داد و آنگاه پرسيد: صقر چرا اينجا آمدى؟ گفتم: آمدم تا از حال و اوضاع شما جويا شوم. صقر گويد: آنگاه به قبر نگريستم. امام عليه السلام رو به من كرد و فرمود: صقر! نگران نباش آنها اكنون به ما سوء قصدى ندارند. گفتم:
الحمد للَّه. [١]
٣- ابو عبداللَّه زيادى گويد: چون متوكّل مسموم شد، نذر كرد كه اگر خدا او را عافيت بخشد، مال كثيرى به صدقه دهد. وقتى متوكّل سلامت خود را به دست آورد ميان فقها در مورد مصداق و مقدار «مال كثير» اختلاف شد. حسن، حاجب متوكّل، به وى گفت: اميرالمؤمنين! اگر رأى صواب را براى شما آورم، مرا چه پاداشى در نزد شماست؟ متوكّل گفت: ده هزار درهم و گرنه صد تازيانه بر تو خواهم زد. حسن گفت:
مىپذيرم. آنگاه نزد امام هادى عليه السلام رفت، از وى در باره مصداق مال كثير سؤال كرد. امام به او پاسخ داد: به متوكّل بگو بايد هشتاد درهم صدقه دهد. متوكّل پرسيد: به چه علّت؟ حسن نزد امام رفت و از علّت اين حكم جويا شد. امام فرمود: چون خداى تعالى به پيامبرش فرمود: (لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ) [٢]
شمار مواطنى كه خداوند، پيامبر را يارى داده به هشتاد مىرسد.
حسن با شنيدن اين پاسخ نزد متوكّل آمد و او را از جواب امام آگاه
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٩٤.
[٢] - سوره توبه، آيه ٢٥.