زندگاني حضرت علي الهادى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١ - نقطه عطف جنبش مكتبى
و در سرداب را با آجر گرفتند و او در همانجا محبوس بماند تا از دنيا رفت. [١]
پس از مرگ معتز، مهتدى پسر واثق در سال ٢٥٥ ه به خلافت رسيد.
در دوران خلافت وى نا بسامانى و آشفتگى در تمام كشور حكمفرما شد.
در بغداد سپاهيان سر به شورش برداشتن و آتش انقلاب علوىها نيز در گوشه و كنار كشور شعله ور گرديد.
بدين ترتيب خلافت عبّاسى به منزله شعارى در آمد براى هر كس كه به حكومت طمع بسته بود و توطئه و فريب شاخصه برجسته هر سياستى شد. تمام اين حوادث فرجام طبيعى سركوب و فريبى بود كه توسط اسلاف نخستين اين خلفا به منصه ظهور رسيده بود. چرا كه وقتى معتصم تركها را بر ديگران مقدّم داشت و نيروى نظامى كوبندهاى از آنها ترتيب داد و به نيروى آنان مردم را سركوب مىكرد و آتش انقلابها و شورشها را فرو مىنشاند، طبيعى بود كه اين نيرو روزى به قوّهاى تبديل شود كه خاندان او را مورد تهديد قرار دهد و خلافت را دستخوش نا بودى سازد.
تا آنجا كه يكى از مورخان مىنويسد چون معتز بر تخت خلافت نشست، خاصان او بيامدند و منجمان را احضار كردند و به آنها گفتند: بنگريد كه اين خليفه چند سال زندگى مىكند و تاكى بر تخت خلافت مىنشيند؟
يكى از نكته سنجانى كه در مجلس حضور داشت، گفت: من از منجمان به عمر خليفه و نيز مدّت خلافت او آگاه ترم! حاضران از او پرسيدند: پس
[١] - همان مأخذ، ص ١٠.